( 3 )
( وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ )
: ( و وقتى كه درياها به هم متصّل گردد )
( 4 )
( وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ )
: ( و زمانيكه گورها زير و رو شود و مردگان از آن بيرون شوند )
( 5 )
( عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ )
: ( در آن روز هر كس داند كه چه اعمالى كرده و يا نكرده )
مىفرمايد : در روز قيامت كه آسمان شكافته و منشقّ مىشود و ستارگان هر يك از مدار خود خارج شده و پراكنده و متفرّق مىشوند و زمانيكه درياها طغيان كرده و بهم متصّل مىگردند و آن زمانى كه خاك قبرها منقلب و زير و رو مىشود و انسانهاى مرده از گور بيرون آورده مىشوند تا به جزاى خود برسند ، در آن زمان است كه هر نفسى به آن اعمالى كه خودش در دنيا انجام داده و سنتّهايى كه از خودش باقى گذاشته علم تفصيلى مىيابد و حقيقت آن را درك مىكند .
( 6 )
( يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ )
: ( اى انسان ، چه چيزى تو را به پروردگار كريمت مغرور كرده ؟ )
( 7 )
( الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ )
: ( پروردگارى كه تو را آفريده و ساخته و پرداخته و تناسب داده است )
( 8 )
( فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ )
: ( و به هر صورتى كه خواسته تركيب كرده )
اين آيات ، انسان را مورد عتاب قرار داده و منظور از اين انسان افراد منكر معاد و روز جزا هستند و معلوم است كه انكار روز جزا ملازم انكار تشريع دين و انكار ربوبيّت خداى تعالى است ، مىفرمايد : اى انسان چه چيزى تو را نسبت به پروردگار كريمت كه اين همه نعمات به تو ارزانى كرده ، مغرور كرده ؟ يعنى كفران تو هيچ عذر و بهانهاى ندارد « 1 » ، آنگاه به شرح موارد تدبير الهى مىپردازد و مىفرمايد : آن پروردگارى كه
هامش
( 1 ) . در تفسير روح المعانى آوردن كلمهء كريم را از باب تلقين حجّت دانسته است ، يعنى خداوند خود به انسان تعليم مىدهد كه بگويد : خدايا كرم تو را مرا مغرور كرد ، امّا اين معنا با سياق كه در مقام تهديد و عتاب است سازگار نيست .