در اينجا پس از بيان حقّ مطلب دربارهء قرآن و رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم با لحن توبيخ و عتاب مىفرمايد ، حالا كه حقيقت قرآن به اين روشنى آشكار است ، پس ديگر به كجا مىرويد و چرا حقّ را پشت سر مىاندازيد و دچار شك و ترديد هستيد ؟
( 27 )
( إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ )
: ( اين قرآن به جز تذكّرى براى عالميان نيست )
( 28 )
( لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ )
: ( براى هر كس كه بخواهد به روش مستقيم برود )
( 29 )
( وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ )
: ( ولى شما هيچ چيز نمىخواهيد ، جز اينكه خداوند رب العالمين خواسته باشد )
مىفرمايد : قرآن تنها تذكره و موعظهايست براى تمام جماعات مردم ، امّا در مقام فعليّت فقط كسانى از آن متذكّر مىشوند كه خودشان هم بخواهند بر صراط حقّ ، مستقيم و پايدار باشند و بر عبوديّت حقّ و طاعت او استوار بمانند ، آنوقت در توضيح مطلب مىفرمايد : شما هيچ ارادهاى نمىكنيد جز آنچه رب العالمين اراده كرده باشد ، بنابراين انسانها در مشيّت خود استقلال ندارند و ارادهء انسان در طول ارادهء خداوند قرار دارد و متوقّف بر ارادهء خداست ، در نتيجه خداى تعالى احتياجى به استقامتى كه از انسانها خواسته ندارد و نفع اين استقامت عايد خود انسان مىشود .
سوره انفطار
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
غرض سوره : توصيف روز قيامت و ذكر علائم آن .
( 1 )
( إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ )
: ( وقتى كه آسمان بشكافد )
( 2 )
( وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ )
: ( و وقتى كه ستارگان پراكنده شوند )