و چنين كسى همواره از شرّ اخروى ( يعنى معصيّت و عواقب آن ) خوف خواهد داشت و هميشه بسوى آمرزش پروردگارش شتاب مىكند ، امّا در برابر خير و شرّ دنيوى از حدودى كه خدا برايش معيّن كرده تجاوز نمىكند و در هنگام برخورد با گناه و معصيّت حرص خود را بوسيلهء صبر كنترل مىنمايد و نيز در برابر ناملايمات صبر و بردبارى دارد و در برابر سختى عبادت هم خويشتندارى مىكند ، در اين صورت حرص به منافع واقعى براى چنين فردى صفت كمالى محسوب مىشود و در مقابل اين فرد كسى است كه از حقّ روى گردانده و به باطل گردن نهاده و مطابق هواى نفسش رفتار مىكند و قلب خود را از ياد خدا غافل نموده و نعمت الهى را مبدّل به كفر كرده و نفس خود را بوسيلهء اين اعمال لايق جهنّم مىسازد كه جايگاه بسيار بديست .
( 22 )
( إِلَّا الْمُصَلِّينَ )
: ( به جز نمازگزاران )
( 23 )
( الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ )
: ( كسانى كه در نماز خود مداومت دارند )
( 24 )
( وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ )
: ( و كسانى كه در اموالشان حقّى معيّن است )
( 25 )
( لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ )
: ( براى سائل و محروم )
( 26 )
( وَ الَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ )
: ( و كسانى كه روز جزا را تصديق مىكنند )
( 27 )
( وَ الَّذِينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ )
: ( و آنها كه از عذاب پروردگارشان نگران هستند )
( 28 )
( إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُونٍ )
: ( چون هيچ كس از عذاب پروردگارش ايمن نيست )
( 29 )
( وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ )
: ( و كسانى كه فروج خود را حفظ مىكنند )
( 30 )
( إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ )
: ( مگر در مورد همسران و كنيزان خود كه در اين صورت مورد ملامت قرار نمىگيرند )
استثناء از ( هلوع ) است ، و اينكه از ميان همهء صفات مؤمنين ، نماز را ذكر مىكند به جهت شرافت نماز است كه ستون دين مىباشد ، به علاوه نماز تأثير فراوانى در دفع صفت رذيلهء هلع مذموم دارد ، همچنانكه مىفرمايد :
( إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ