رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به خانه زينب ( و يا سوده ) نرود به او بگويند ما از تو بوى بد مغافير مىشنويم ، حضرت مىفرمايد : به گمانم بوى شربتى است كه من در خانه زينب ( يا سوده ) نوشيدهام ، و اللّه ديگر نمىنوشم ، و در روايت ديگر نقل شده كه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كنيزى به نام ماريه داشتند كه عايشه و حفصه نمىخواستند آن حضرت به نزد او برود ، لذا پيامبر را تحت مضيقه و آزار قرار دادند و آن حضرت به جهت رضايت آنها سوگند خورد كه ديگر به نزد ماريه نرود ، ولى خداوند با نزول اين آيه او را از اين تحريم منع كرد و براى اينكه اشاره كند ، راه كفّاره سوگند و شكستن قسم باز است ، مىفرمايد : خدا آمرزنده و رحيم است ، بنابراين نقايص بندگان را مىپوشاند و به آنها رحم مىكند .
( 2 )
( قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ )
: ( به تحقيق خدا راه چارهء شكستن سوگند را براى شما بيان كرد و خدا مولاى شماست و او دانا و حكيم است )
مىفرمايد : خداى تعالى براى شما تقدير و واجب نمود كه سوگند خود را با كفّاره دادن بشكنيد و خدا ولّى شماست ، چون تدبير امور شما بدست اوست و او براى شما احكام را تشريع كرده و هدايتتان مىكند و او دانا و حكيم است ، لذا همهء احكام او بر اساس علم و مصلحت و حكمت مىباشد .
از اين آيه استفاده مىشود ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بر ترك عملى سوگند خورده بود و آيه به او دستور مىدهد كه سوگند خود را بشكند .
( 3 )
( وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ )
: ( و چون پيامبر مطلبى را مخفيانه به بعضى از همسران خود گفت و آن زن آن مطلب را فاش ساخت و خدا پيامبر خود را از اين افشاگرى همسرش خبر داد و پيامبر بخشى از اين عمل او را به وى اعلام داشت و از ذكر همه جزئيات اعراض كرد ، وقتى او را از اين مطلب با خبر كرد ، آن زن گفت : چه كسى از اين عمل من به تو خبر داد ؟ فرمود :
خداى دانا و آگاه مرا خبردار كرد )