بيمارى و . . . امّا ساير مصائبى كه اختيار انسانها را در آن مدخلّيت دارد ، واجب است كه فرد به مقدار توانايى در دفع آن بكوشد .
در ادامه مىفرمايد : هر كس به خدا ايمان بياورد ، خدا دلش را هدايت و راهنمايى مىكند ، يعنى اقرار و اعتراف به اينكه اللّه تعالى خالق و مدبّر و يگانه معبود هستى است ، موجب مىشود كه نفس انسان بسوى اين حقايق متوجّه شود و دريابد كه همهء اسباب عالم در تأثير خود محتاج به اذن الهى هستند و هيچ حادثهاى رخ نمىدهد مگر به علم و مشيّت پروردگار ، پس آنچه او بخواهد برسد ، ممكن نيست كه دفع شود و آنچه او نخواهد ، ممكن نيست كه واقع شود و همين اعتقادات قلب و نفس انسان را آرامش و طمأنينه مىبخشد بطوريكه ديگر دچار اضطراب نمىشود ، چون مىداند كه اسباب ظاهرى استقلالى در تأثير ندارند ، و خدا به همه چيز آگاه است ، لذا بدون مصلحت هيچ حادثهء ناگوارى را پديد نمىآورد .
( 12 )
( وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ )
: ( خداى را اطاعت كنيد و رسول را نيز اطاعت كنيد ، پس اگر اعراض كنيد ، همانا بر عهده رسول ما فقط ابلاغ آشكار است )
از تكرار لفظ اطاعت كردن استفاده مىشود ، كه منظور از اطاعت خدا و اطاعت رسول دو امر متفاوت است ، اطاعت از خدا يعنى منقاد شدن بر او در آنچه از شرايع دينى تشريع كرده و تسليم بدون قيد و شرط است ، ولى مراد از ( اطاعت رسول ) انقياد و امتثال از دستوراتى است كه او به حسب ولايتى كه بر امّت دارد ، مىدهد و اين ولايت را خدا به رسول تفويض نموده .
مىفرمايد : از خدا در امر دين و از رسول در اوامر ولايى اطاعت كنيد و اگر از اطاعت آنها اعراض كنيد ، رسول ما نمىتواند شما را مجبور به اطاعت كند ، چون او فقط مأمور ابلاغ رسالت است و مأمور به وادار نمودن شما نيست .
( 13 )
( اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ )
: ( اللّه خدايى است كه هيچ معبودى جز او نيست و مؤمنان بايد فقط بر خدا توكّل كنند )