تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
در اينجا نيز به مسأله آب اشاره مىكند كه مايهء حيات همهء موجودات زنده است ، اگر خداوند آب شيرين و گوارا را از ابرها فرو نمىفرستاد ، ادامهء حيات در كرهء خاكى امكان پذير نبود ، مىفرمايد ، در همين بيانديشيد كه آيا شما خودتان آن را ايجاد كرده و از ابر نازل مىكنيد يا ما هستيم كه آن را بر شما مىباريم ؟ و اگر اراده مىكرديم كه شما را هلاك كنيم ، هر آينه آب شيرين را مبدّل به آبى شور و تلخ مىكرديم كه به جاى رفع عطش ، شما را تشنه‌تر مىكرد و به هلاكتتان مىانجاميد ، پس چرا شكر و سپاس بجا نمىآوريد ؟ و اين عبارت آخر در مقام تشويق و تحريك به شكرگزاريست و شكر خدا به اين است كه با زبان و عمل معترف باشيم كه همه نعمات از خداست و اين همان عبادت است . ( 71 )
( أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ )
: ( به من خبر دهيد از آتشى كه مىافروزيد ) . ( 72 )
( أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَها أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ )
: ( آيا درخت و هيزم آن را شما ايجاد كرديد و يا پديد آورنده‌اش ما بوديم ؟ ) . ( 73 )
( نَحْنُ جَعَلْناها تَذْكِرَةً وَ مَتاعاً لِلْمُقْوِينَ )
: ( ما آن را مايه تذكّر و وسيلهء زندگى شما محتاجان تهىدست قرار داده‌ايم ) . در اينجا به مسأله آتش مىپردازيد و مىفرمايد : اين آتشى كه شما روشن مىكنيد ، خود شما چوب و هيزم آن پديد آورده و درختش را ايجاد كرده‌ايد ، يا ما پديد آورندهء آن بوده‌ايم ؟ اين ما بوديم كه وجود آتش را وسيلهء تذكّر و عبرت و وسيله گذران زندگى و حوائج شما قرار داديم كه اگر دستگيرى ما نبود ، سرگردان و بيچاره بوديد كه البته استفاده‌ها و منافع آتش بر كسى مخفى نيست ، ( ايجاد گرما ، تهيه غذا ، ايجاد انرژى و . . . ) . ( 74 )
( فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ )
: ( پس به نام پروردگار عظيمت تسبيح گوى ) . در اينجا پس از بر شمردن نعمات الهى و ادامهء تكذيب مردم ، روى سخن را متوجّه رسول گرامى خود صلّى اللّه عليه و إله و سلم نموده ، تا بفهماند اين مردم لياقت تخاطب را ندارند و حرف حق را نمىپذيرند ، لذا دستور مىدهد تا آنحضرت خدا را از شركى كه مردم مىورزند و نيز از تكذيبى كه دربارهء بعث و جزا دارند منزّه بدارد .