جايز است كه بدون اخروى نيز خلق و زنده گردد » .
( 63 )
( أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ )
: ( به من خبر دهيد از آنچه كشت مىكنيد ) .
( 64 )
( أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ )
: ( آيا شما آن را مىرويانيد ، و يا ما رويانندهء آن هستيم ؟ ) .
( 65 )
( لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناهُ حُطاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ )
: ( اگر بخواهيم هر آينه آن را چون بوتهء خشكى قرار مىدهيم و شما از شدّت حادثه تعجب مىكنيد ) .
( 66 )
( إِنَّا لَمُغْرَمُونَ )
: ( و مىگوييد : ما در خسارت بزرگى افتاديم ) .
( 67 )
( بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ )
: ( بلكه به كلى محروم از رزق شديم ) .
بعد از تذكّر دادن به مسأله معاد از اين آيات به بر شمردن سه نوع از مهمترين حوائج زندگى انسان مىپردازد : 1 ) زراعت ، 2 ) آب ، 3 ) آتش .
ابتدا در اين سه آيه به ذكر مسأله زرع پرداخته ، مىفرمايد مرا خبر دهيد كه آنچه در زمين كشت و زراعت مىكنيد ، آيا شما رويانندهء آن هستيد يا ما ؟ البته ما هستيم كه زمينهء تأثير اسباب طبيعى را فراهم مىكنيم و آفريننده آن اسباب نيز مائيم و سر نخ تمامى اثرها و مؤثّرها به ما باز مىگردد ، و نشانهء آشكار آن اين است كه اگر ما نمىخواستيم كه زراعت شما به ثمر برسد ، مىتوانستيم زراعتتان را به گياهى خشك و بىثمر تبديل كنيم و آنوقت شما از وقوع اين امر تعجّب مىكرديد و با اندوه و افسوس مىگفتيد ، به راستى در غرامت و خسارت بزرگى واقع شديم و مالمان هدر رفت و زحماتمان از بين رفت ، و از همه اينها گذشته ديگر از هر سود و بهرهاى محروم شديم و ديگر چيزى نداريم تا با آن گذران زندگى كنيم .
( 68 )
( أَ فَرَأَيْتُمُ الْماءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ )
: ( به من خبر دهيد ، از آبيكه مىآشاميد ) .
( 69 )
( أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ )
: ( آيا شما آن را از ابر نازل كردهايد و يا ما نازل كنندهء آن هستيم ؟ ) .
( 70 )
( لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ )
: ( اگر مىخواستيم آن را شور و تلخ قرار مىداديم ، پس چرا شكر نمىگزاريد ؟ ) .