استكبار مىكردند و به خدا شرك مىورزيدند و از غير او اطاعت مىكردند و همچنين مسأله معاد را بعيد مىشمردند و در زنده شدن خود در روز قيامت استبعاد مىكردند و مىگفتند : آيا ما با پدرانمان بعد از اينكه مردهايم و خاك و استخوان شدهايم ، دوباره زنده مىشويم ؟ ! سپس خداوند به رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله و سلم دستور مىدهد كه در جواب آنها بفرمايد : همه انسانهاى اوّلين و آخرين همگى به سوى ميقات و موعد روزى معلوم ( يعنى روز قيامت ) جمع مىشوند و اين امر هيچ استبعادى ندارد ( چون اين حكم از جانب خدا رانده شده و او قادر مطلق است و بر هر امرى تواناست ) .
( 51 )
( ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ )
: ( آنگاه شما اى گمراهان تكذيب كننده ) .
( 52 )
( لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ )
: ( قطعا از درختى از جنس زقّوم خواهيد خورد ) .
( 53 )
( فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ )
: ( و شكمهايتان را از آن پر خواهيد ساخت ) .
( 54 )
( فَشارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ )
: ( و آنگاه از آب جوشان متعفّن بر روى آن غذا خواهيد نوشيد ) .
( 55 )
( فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ )
: ( سپس باز هم از آن خواهيد نوشيد ، مانند شترى كه به بيمارى استسقاء دچار است ) .
( 56 )
( هذا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ )
: ( و اين پذيرايى آنها در روز قيامت است ) .
در ادامهء سخنان رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با منكرين معاد است كه آنها را از اوضاعشان در قيامت آگاه مىسازد و مىفرمايد : اى گمراهان از راه حقّ و اى مكذّبان كه در شكستن پيمان الهى اصرار داشتيد ، در قيامت از درخت زقّوم خواهيد خورد ، ( و آن درختى زشت منظره است كه شيرهء آن باعث تورّم بدن مىشود ) و شكمهايتان را مملوّ از آن خواهيد كرد ، چون از شدّت گرسنگى و محنتى كه بر شما غالب شده چارهء ديگرى نداريد و آنگاه پس از اين خوراك بلافاصله از شدت عطش آبى جوشان را بر روى آن سر مىكشيد ، درست مانند شتر هيماء كه در اثر بيمارى استسقاء هر چه آب مىخورد ، رفع عطش او نمىشود و آنقدر مىنوشد تا بميرد و يا مانند زمين ريگزارى كه هرگز از نفوذ آب سيراب