مستى نمىشوند و عقلشان زايل نمىگردد ، و هر ميوهاى كه اختيار كنند و هر نوع گوشت پرندهاى كه ميلشان بكشد ، پسران بهشتى در اختيارشان مىگذارند ، و براى آنها همسران بهشتى فراخ چشم است كه از شدّت تلالؤ و صفا مانند گوهرى دست نخورده و مخزون هستند .
و همهء اين نعمات پاداشى است در قبال آن اعمال صالحى كه بهشتيان بطور مستمّر در دنيا انجام مىدادند ، و در بهشت هيچ سخن بىفايده و بىاثر و هيچ نسبت گناهى به ديگرى شنيده نمىشود ، چون در بهشت گناهى نيست ( بعضى از مفسّران « 1 » ، نيز كلمه ( تأثيم ) را به معناى دروغ دانستهاند ) و تنها سخنى كه اهل بهشت مىشنوند سخنى سالم و در مقام تكريم است .
« گفته شده كه مردم سه دستهاند : كسانى كه در جوانى مرتكب اعمال خير مىشوند و تا آخر عمرشان در دنيا بر اين خير و نيكى مداومت دارند ، اينها مقرّب هستند و كسانى كه در جوانى گناه كار و غافلند ، امّا با توبه رجوع مىكنند ، اينها اصحاب يمينند ، و كسانى كه از ابتداى جوانى تا انتهاى خروج از دنيا مشغول بدى و شرور هستند ، اينها اصحاب شمال هستند » « 2 » .
( 27 )
( وَ أَصْحابُ الْيَمِينِ ما أَصْحابُ الْيَمِينِ )
: ( و امّا ياران جانب راست ، چه اصحاب دست راستى ؟ ! ) .
( 28 )
( فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ )
: ( در سايهء سدرى بىخار ) .
( 29 )
( وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ )
: ( و درخت موزى كه ميوههايش بر روى هم چيده شده ) .
( 30 )
( وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ )
: ( و سايهاى گسترده و هميشگى ) .
( 31 )
( وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ )
: ( و آبشارى لا ينقطع و ريزان ) .
( 32 )
( وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ )
: ( و ميوههايى بسيار ) .
( 33 )
( لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ )
: ( كه در هيچ فصلى قطع و ممنوع نمىشود ) .
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعانى ، جلد 27 .
( 2 ) . اين قسمت از مصطفى شاكر است و مأخذ آن هم ذكر نشده ( مترجم ) .