تهمت و گناه ) .
( 26 )
( إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً )
: ( به جز سلام و سخن سالم ) .
مىفرمايد : سبقت گيرندگان به اعمال خير در رسيدن به مغفرت و رحمت حقّ سبقت مىگيرند و ايشان مقرّب درگاه حق هستند ، يعنى در بلند مرتبهترين طبقات اهل سعادت واقعند و از اكرام خدا و مغفرت و رحمت او برخوردارند و اين مرتبه براى كسى حاصل نمىشود ، مگر از طريق عبوديّت و رسيدن به كمال آن و عبوديّت تكميل نمىشود ، مگر وقتى كه بنده تابع محض مولا باشد و اراده و عملش را تابع ارادهء مولايش كند و اين همان دخول در تحت ولايت خداست و چنين كسانى اولياء اللّه هستند و در جايگاه بندگى و عبوديّت مستقّر شدهاند و نه مالك نفس خويشند و نه آثار نفس خود ، بلكه نفوس و اعمالشان دربست متعّلق به خداست ، و اين قرب ، امرى اكتسابى و قابل تحصيل است ، و بندهء بوسيله عمل صالح و خالصانه به خداى سبحان نزديك مىشود و خداوند ، با بالا بردن منزلت بنده او را به خود نزديك مىسازد و در تحت ولايت خود وارد مىكند ، پس مراد از جنّات نعيم كه اينها در آن استقرار دارند ، همان جنّت ولايت است ، در ادامه مىفرمايد : عدّهء كثير و جماعت انبوهى از سابقون از امتّهاى گذشتهء انبياء سابق هستند و عدّه كمترى از امّت اسلام مىباشند و اينها بر تختهاى بافته و پيوستهاى قرار دارند ، در حالى كه بر آن تكيه كردهاند و رو به روى هم نشستهاند ، يعنى نهايت درجهء انس و حسن معاشرت و صفاى باطن را دارند و پشت سر هم نظر نمىكنند و عيبگويى و غيبت نمىنمايند و هر چه دارند رو به رو به هم مىگويند ، در ادامه مىفرمايد : پسران بهشتى در پيرامون آنها به خدمتگزارى در طوافند و اين غلامان تا ابد به همان صورت جوانى باقيند و گذشت زمان اثرى در آنها نمىگذارند ، بعضى « 1 » ، نيز ( مخلدون ) را از ريشهء ( خلد ) به معناى گوشواره دانستهاند ، يعنى غلامان حلقه به گوش به خدمتگزارى بهشتيان مشغولند و با كوزه و آفتابه و كاسههايى از شراب معين ( يعنى شرابى كه پيش رويشان جريان دارد ) از آنها پذيرايى مىكنند ، و ايشان از نوشيدن آن شراب دچار سر درد و خمارى و
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعانى جلد 27 .