( 16 )
( فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ )
: ( پس عذاب و انذار من چگونه بود ؟ )
مىفرمايد قبل از اين قوم مشرك هم قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند ، پس بندهء ما نوح را نسبت به دروغ دادند و گفتند : او در اثر جنزدگى ، آسيب ديده و اين سخنان را مىگويد ، پس او هم به تنگ آمد و دست به دعا برداشت و گفت : پروردگارا من از ظلم و قهر و زورگويى اينها مغلوب شدهام ، پس تو از ايشان انتقام بگير و مرا يارى كن و اين كلام در حكم نفرين آن قوم بود .
و خداوند هم درهاى آسمان را با آبى سيل آسا گشود ، يعنى در اجابت دعاى نوح بارانى شديد و سيل آسا باريدن گرفت و خداوند زمين را هم شكافت تا چشمههاى آن فوران نمايد و از تمام شكافهاى زمين آب جوشيدن گرفت و در نتيجه آب آسمان و زمين بهم متصّل شدند و در محقّق نمودن امرى كه مقدّر شده بود ، دست به دست هم دادند ، يعنى اسباب وقوع طوفان عالمگير و هلاكت كافران را فراهم كردند .
در ادامه مىفرمايد : ما نوح را بر كشتى كه از تخته و ميخ ساخته شده بود سوار كرديم و آن كشتى زير نظر ما و تحت مراقبت ما به حركت در آمد . و اين كشتى در عين اينكه سبب نجات مؤمنان بود كيفر كسانى كه كفر ورزيدند نيز بود و جزائى بود در برابر يك عمر كفر ورزى آنها ، و در نتيجهء طوفان احدى از كفّار بر روى زمين باقى نماند .
همچنانكه نوح در دعاى خود عرض كرد
( رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً
« 1 » پروردگارا ! احدى از كافران را در روى زمين باقى مگذار )
در ادامه مىفرمايد : سوگند مىخورم كه ما آن كشتى را حفظ كرديم و نگه داشتيم « 2 » تا آيتى باشد براى قرون آتى ، تا مردم از آن عبرت بگيرند و بفهمند كه دعوت الهى حق است و عذاب او شديد و مهلك است ، ولى آيا عبرت گيرندهاى هست كه اين مطالب و معانى را متذكّر شود و از آنها پند بگيرد ؟ البته بعضى مفسّران ضمير در ( تركناها ) را به قصهء نوح بازگرداندهاند و آيه را چنين معنا كردهاند : كه ما اين قصه را باقى گذاشتيم تا
هامش
( 1 ) . سوره نوح آيه 26
( 2 ) . گفته شده كه بقاياى كشتى نوح در كوه آرارات كشف شده است .