مستحقّ ملامت بود .
( 41 )
( وَ فِي عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ )
: ( و در قوم عاد نيز آيتى است آن وقت كه بادى عقيم و نازا بسويشان فرستاديم )
( 42 )
( ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ )
: ( كه هيچ چيزى را در سر راه خود نيافت مگر آنكه آن را مانند جسمى پوسيده ، به صورت پودر در آورد )
يعنى در داستان قوم عاد هم آيتى براى اهل عبرت بر جا گذاشتيم ، آن زمان كه بادى بىثمر و مهلك را بسوى آنها فرستاديم و آن باد هيچ چيزى را رها نمىكرد به جز اينكه آن را مانند استخوان پوسيده هلاك كرده و به صورت پودر در مىآورد .
( 43 )
( وَ فِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ )
: ( و در قوم ثمود نيز آيتى است آن زمان كه به آنها گفته شد : تا مدّتى بهره ببريد )
( 44 )
( فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ )
: ( پس از امر پروردگارشان سرپيچى كردند و صاعقه ايشان را گرفت در حالى كه نظاره مىكردند )
( 45 )
( فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِيامٍ وَ ما كانُوا مُنْتَصِرِينَ )
: ( پس نتوانستند از جايشان برخيزند و ابدا يارى كننده نداشتند )
يعنى در داستان قوم ثمود هم آيتى وجود دارد ، آن زمان كه صالح پيامبر عليه السّلام به عنوان تهديد به ايشان گفت ( تا سه روز ديگر در خانههايتان خوش باشيد كه اين وعدهاى تكذيب نشدنيست ) « 1 » و اين تهديد بعد از ماجراى كشتن ناقه بود . امّا آنها در اين سه روز هم از كفر و طغيان برنگشتند و از اطاعت پروردگارشان تمرّد و سرپيچى كردند بنابراين صاعقه يا صيحهاى مرگبار آنها را فرا گرفت بطوريكه ابدا مهلت داده نشدند و چشمهايشان خيره نگاه مىكرد و آنهايى كه نشسته بودند مهلت برخاستن نيافتند تا بتوانند از عذاب بگريزند و هيچ كس هم آنها را يارى نكرد و نتوانست عذاب را از آنها منصرف گرداند .
( 46 )
( وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ )
: ( و قوم نوح كه از قبل از اينها
هامش
( 1 ) . سوره هود آيه 65