( خطب ) يعنى امر عظيم و مهّم .
معناى آيات روشن است و نظير آن در سورههاى ديگر بوده ، ابراهيم از فرشتگان مىپرسد كه بدنبال چه كار مهمّى آمدهايد ؟ و آنها به ابراهيم مىگويند كه ما بسوى قوم گنه كار لوط ارسال شدهايم براى آنكه بر سرشان گلى كه چون سنگ محكم باشد رها كنيم ، سنگهايى كه همه در نزد پروردگارت نشاندارند و براى هلاكت آنها نشانگذارى شدهاند .
( بعد از اين گفتگو ملائكه به نزد لوط عليه السّلام مىروند و مردم به قصد عمل سوء به خانه لوط عليه السّلام هجوم مىبرند ) ، آنگاه ملائكه كه به امر خدا به لوط و خانوادهاش كه تنها مؤمنان آن ديار بودند دستور خروج از قريه را مىدهند ، تا مقدمهء هلاكت گنه كاران آماده شود . و سپس به امر خدا آن قريه را زير و رو كرده و اهلش را هلاك نمودند و خداوند در انتها مىفرمايد تنها چيزى كه ما در آنجا باقى گذاشتيم آيت و نشانهء عبرتى بود كه تا از مشاهده آثار عذاب كسانى كه از عذاب دردناك بيم دارند ، عبرت بگيرند .
( 38 )
( وَ فِي مُوسى إِذْ أَرْسَلْناهُ إِلى فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ )
: ( و در موسى نيز آيتى است آن زمان كه او را با برهانى محكم و آشكار به سوى فرعون فرستاديم )
( 39 )
( فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَ قالَ ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ )
: ( و او و لشكرش از موسى اعراض كردند و گفت : او جادوگر و يا ديوانه است )
( 40 )
( فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ وَ هُوَ مُلِيمٌ )
: ( پس او و لشكريانش را گرفتيم و در دريا انداختيم در حالى كه مستحقّ ملامت بود )
مىفرمايد : در داستان موسى نيز نشانه و عبرتى باقى گذاشتيم ، آن زمان كه او را با برهانى آشكار و معجزاتى خيره كننده بسوى فرعون فرستاديم ، اما فرعون با لشكريانش از موسى روى گردانده و اعراض كردند و فرعون گفت : اين موسى يا جادوگر است و يا ديوانه ، تا به اين وسيله مردم را از دعوت او منصرف كند .
ولى ما او و لشكريانش را كه ركن و مايهء اعتماد او بودند ، گرفتيم و همه را با ذلّت و خوارى به دريا ريختيم و اين از آن جهت بود كه او به جهت كفر و عناد و طغيان