روشنى كه در زمين هست و بر يكتايى تدبير دلالت مىكند اشاره مىكند عجايبى كه در خشكى و دريا و دشتها و كوهها و انواع حيوانات و نباتات و چشمههاى جوشان و معادن و اشكال متفاوت نيروها وجود دارد و منافعى در هر يك از آنها قرار دارد و بديهى است كه اين نظامات بدون تدبير و حكمت و صرفا با تصادف و اتفّاق پديد نيامده ، سپس به آيات انفسى مىپردازد و مىفرمايد آيا اين نشانهها را در نفوس خود نمىبينيد ؟
آيات انفسى شامل آيات مربوط به خلقت انسان و تركيب اعضاى بدن و هماهنگى آنها و آيات راجع به افعال و آثار اعضاى بدن و آياتى درباره تعلّق نفس به بدن و كيفيت ارتباط آنهاست و همه اين آيات براهينى است كه براى اهل يقين ظاهر و آشكار است و بر وحدت ربوبيّت خداى متعال دلالت مىكند . سپس به آسمان مىپردازد و مىفرمايد در آسمان روزى شماست و آنچه وعده داده شدهايد ، اگر مراد از ( سماء ) جهت بالا و آسمان بالاى سر باشد كه در اين صورت مراد از رزق آب باران است كه وسيلهء ايجاد انواع روزى براى بشر مىباشد و يا منظور اين است كه رزق شما در لوح محفوظ كه در آسمان است مقدّر و اندازهگيرى مىشود . « 1 » ولى اگر منظور از ( سماء ) عالم غيب باشد ، در اين صورت چون همهء اشياء از عالم غيب به شهود نازل مىشوند ، رزق هم يكى از آنهاست و مراد از رزق ، تمام چيزهايى است كه انسان در بقاء خود به آنها محتاج است ( شامل خوردنىها و نوشيدنىها و پوشاك و مصالح ساختمانى و همسر و فرزند و علم و قوّت و ساير فضائل نفسانى ) و مراد از
( ما تُوعَدُونَ )
ظاهرا همان بهشتى است كه به انسانها وعدهاش را دادهاند .
آنگاه مىفرمايد : قسم به پروردگار آسمانها و زمين كه اين مطالبى كه به شما گفتيم ( دربارهء رزق ) مطالبى است ثابت و قضايى است حتمى ، درست مانند حقيقى بودن سخن گفتن خودتان ، پس همانطور كه در سخن گفتنتان شك نداريد در اين گفتار ما نيز شك نداشته باشيد .
هامش
( 1 ) . يعنى رزق داخل در قضاء الهى است و دخول آن نيز اولى و اصلى است نه بالعرض و تبعى بنابراين رزق حق است .