تفحصّ نكنيد و امورى را كه صاحبش مايل است مخفى بماند ، فاش نسازيد .
سپس مردم را از غيبت يكديگر نهى مىكند ، و غيبت يعنى اينكه در غياب شخصى چيزى بگوييم كه وجدان ما ، ما را از آن نهى مىكند و يا چيزى بگوييم كه اگر آن فرد ، آن را بشنود ناراحت مىشود و علّت نهى از غيبت آنست كه اگر جوّ غيبت در جامعه حاكم شود ، امنيّت ارتباطات زايل مىشود و عمل غيبت مانند خورهايست كه در بدن جامعه راه مىيابد و اعضاى آن را يكى پس از ديگرى فاسد مىسازد تا جائى كه به كلّى رشته حيات آن قطع شود و غيبت ابطال هويت و شخصيت اجتماعى افراديست كه خودشان حضور ندارند و نمىتوانند از خود دفاع كنند و اينكه غيبت را به خوردن گوشت برادر مردهء فرد تشبيه نموده به جهت آنست كه اولا شخص غيبت شونده برادر دينى فرد غيبت كننده است و چون بىخبر است و نمىتواند از خود دفاع كند ، مانند شخص مرده است . و در عين حال اگر ما عيب كسى را در حضور او بگوئيم مىتواند خودش اتّهام را از خود بر طرف كند همانطور كه اگر بدن شخص زندهاى آسيبى ببيند مىتواند آن را ترميم كند ، امّا شخصى كه حضور ندارد و ما عيب او را بگوييم ، مانند اين است كه به اعضاى بدن مردهاى آسيب بزنيم و بديهى است كه بدن مرده قادر به ترميم و جبران آن آسيب نيست .
و اين مثالى كه قرآن مىزند امرى ثابت و محقّق است چون هرگز هيچ كس راضى نمىشود كه گوشت برادر مردهاش را بخورد و كراهت از اين امر ، مسألهاى محقّق و قطعى است به همين صورت غيبت ساير مؤمنان نيز بايد مورد نفرت و كراهت انسان باشد .
و در مقام تأكيد نهى مىفرمايد : از خدا بترسيد و پروا داشته باشيد از اينكه مرتكب سوء ظن و غيبت و ساير گناهان شويد و در عين حال اگر تاكنون مرتكب اين اعمال شدهايد ، اكنون توبه كنيد و دست برداريد ، چون خدا بسيار توبه پذير « 1 » است و نسبت به
هامش
( 1 ) . در مورد توبه مفصلا در جلد اول توضيح داديم كه توبهء بنده بين دو توبه از جانب خدا قرار