وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ )
: ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد هيچ قومى قوم ديگر را مسخره نكند ، چه بسا كه از ايشان بهتر باشند ، و هيچ يك از زنان حق ندارند زنان ديگر را مسخره كنند چون چه بسا آنها از ايشان بهتر باشند و هرگز عيوب خودتان ( يكديگر ) را بر ملا نكنيد و لقب بد به يكديگر ندهيد ، كه اين بد ذكريست كه بعد از ايمان باز هم يكديگر را به فسوق ياد كنيد ، هر كس توبه نكند ، پس ايشان همان ستمكارانند )
( سخريه ) به معناى استهزاء مىباشد ، كه عبارتست از اينكه انسان با زبان يا اشاره يا تقليد از عمل كسى ، قصد تحقير و تخفيف او را داشته باشد و شنوندگان و بينندگان از عمل او بخندند . و قوم به معناى جماعتى از مردان است به همين دليل و براى تأكيد مطلب و اينكه اين عمل در بين زنان شايعتر است ، مجددا نهى از استهزاء را براى زنان بيان مىنمايد . و سپس در مقام بيان حكمت نهى مىفرمايد چه بسا كه گروه مسخره شونده از گروه مسخره كننده در نزد خدا بهتر باشند . پس بطور كلى مسلمانان چه مرد و چه زن نبايد در صدد تمسخر يكديگر بر آيند و نبايد عيوب خودشان را فاش كنند ، چون مسلمانانى كه در يك جامعه زندگى مىكنند ، در حقيقت همه از همند و فاش كردن عيب ديگرى عينا مانند فاش كردن عيب خود فرد مىباشد و فرد عاقل هرگز عيوب خود را نزد غير اظهار نمىكند و در ادامه مىفرمايد : به يكديگر القاب زشت ندهيد و لقب زشت لقبى است كه در مقام مذّمت يك فرد به او گفته شود ، و براى توضيح مطلب مىفرمايد اين بد ذكريست كه مردمى را كه ايمان آورند ، به سبب فسوق قبلى ، به فسق ياد كنند و به ايشان طعنه بزنند و يا بد علامتى است اينكه انسانى را بعد از ايمان ، به علامت زشت گذشته ياد كنند مثلا كسى كه مرتكب گناهى شده و بعدا توبه كرده نبايد تا ابد الدّهر به او بگويند فلانكاره ( مثلا شرابخوار ، قمارباز و . . . ) و يا شايد معنا اين باشد كه اين بد علامتى است كه فرد با بدگويى از مردم براى خود قرار مىدهد و همه او را به عنوان فردى بد زبان و تمسخر كننده بشناسند .