مسلمانان اين است كه ميان آنها اصلاح و ميانجيگرى كنيد و اگر معلوم شد كه يكى از آنها بر ديگرى ستم نموده ، با آن طائفهاى كه تعدّى كرده و بدون حق به ديگرى ستم روا داشته ، مبارزه كنيد تا به امر خدا باز گردند و دستورات الهى را گردن نهند ، پس اگر با قتال شما طائفه متجاوز سركوب شد و به اوامر خدا گردن نهاد ، آن وقت در مقام اصلاح ميان آنها بر آييد و اصلاح شما توأم با عدل باشد يعنى احكام الهى را در مورد هر كسى كه مورد ستم و تجاوز واقع شده ( مثلا كسى از او كشته شده و يا عرض و مال و حقّ او ضايع شده ) اجراء كنيد ، و به هر يك ، آن حقّى را كه استحقاق آن را دارند اعطاء كنيد و عدالت را برقرار نماييد ، چون خدا عدالت گستران را به خاطر عدالتشان دوست دارد .
بديهى است كه اگر جنگ ميان دو گروه باشد كه يكى پرچم اسلام را برافراشته و ديگرى غير مسلمان است ، در اين صورت يارى و نصرت گروه مسلمان واجب است .
( 10 )
( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ )
:
( همانا مؤمنان برادر يكديگرند ، پس ميان برادران خود اصلاح كنيد و از خدا پروا نماييد ، شايد مورد رحمت او قرار بگيريد )
يعنى ارتباط ميان مؤمنان منحصر است در ارتباط اخوّت ، بنابراين واجب است كه ميان اين برادران صلح برقرار باشد ، در نتيجه اگر دو گروه از مؤمنان در مقابل هم ايستادند بر سايرين واجب است كه ميان برادران خود صلح برقرار كنند و رعايت آداب برادرى را در مورد هر دو طائفه بنمايند ، آنگاه در مقام خيرخواهى و موعظه به هر سه طائفه ، يعنى دو گروه مقاتله كننده و طائفهء اصلاحگر مىفرمايد : از خدا بترسيد ، باشد كه مشمول رحمت حق واقع شويد . و اخوّت و برادرى يك معناى تشريعى و اعتبارى در ميان مسلمانان است كه آثارى نيز دارد « 1 » .
( 11 )
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ
هامش
( 1 ) . درج 2 اصول كافى از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه : مؤمن برادر مؤمن و چشم او و راهنماى اوست ، به او خيانت نمىكند و بر او ستم روا نمىدارد و او راى فريب نمىدهد و چنانچه به او وعدهاى داد ، خلف وعده نمىكند .