خود گرفته بودند تا آنها را به خدا نزديك سازند ، ياريشان نكردند ، بلكه در روز گرفتارى غيبشان زد و اين بود نتيجهء افك و افتراى آنها )
اين كلام در مقام طعنه و تحكّم است ، مىفرمايد : چرا آن معبودهايى كه به غير خدا آنها را به خدايى گرفته بودند ، ياريشان نكردند ، با اينكه اينها يك عمر آنها را عبادت كردند تا شايد به پندار خامشان آن معبودها ايشان را به درگاه خدا نزديك كنند .
بلكه اميدشان قطع شد و رابطه الوهيّت و عبوديّتى كه مىپنداشتند بريده شد ، و در هنگام نزول عذاب خبرى و اثرى از آن آلهه نبود و اين گم كردن آلهه اثر افترايى است كه به خدا مىبستند و يا عذابى كه به آنها رسيد نتيجه همان افترائاتى است كه به خدا نسبت مىدادند و افتراء هلاكت بدنبال دارد ، همانطور كه آتش سوزاندن به همراه مىآورد .
[ آيهء ( 35 - 29 ) بيان ايمان جنّيان و شرح معناى اولو العزم ]
( 29 )
( وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ )
: ( به ياد آر زمانى را كه عدّهاى از جنيّان را متوجّه تو كرديم تا صداى قرآن را بشنوند ، همين كه حاضر شدند گفتند : ساكت باشيد و گوش كنيد و زمانى كه تمام شد به سوى قوم خود برگشتند تا آنها را انذار كنند )
( صرف ) برگرداندن از حالى به حالى و يا از جايى به جاى ديگر است .
( نفر ) عدهاى از افرادند كه كوچ كردن برايشان ممكن باشد و ( انصات ) به معناى سكوت براى گوش دادن است و ( جنّ ) مخلوقاتى هستند كه اصل وجودشان از آتش است و مانند انسانها قابليت ايمان و كفر يا هدايت و ضلالت را دارند .
مىفرمايد : به ياد آر زمانى كه ما عدّهاى از جنيّان را به سوى تو متوجّه كرديم ، عدّهاى كه قرآن را مىشنيدند و وقتى كه در مجلسى كه قرآن تلاوت مىشد ، حاضر شدند ، به يكديگر گفتند : ساكت باشيد تا خوب بشنويم و وقتى قرائت قرآن تمام شد ، آنها به سوى قوم خود بازگشتند در حالى كه بيمدهندهء ايشان از عذاب الهى بودند .
( 30 )
( قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ )
: ( گفتند : اى قوم ما ، براستى ما كتابى را شنيديم كه بعد از موسى نازل شده و كتب آسمانى قبلى را تصديق مىكند و به سوى حق و راه مستقيم