شاهدى هم از بنى اسرائيل ( عبد اللّه بن سلام ) به مثل آن كتاب كه معارف همان كتاب را دارد ، شهادت داد و به آن ايمان آورد و با اين حال شما از پذيرش آن سرپيچى و استكبار كرديد ، آيا شما مردمانى گمراه نيستيد ، به درستى كه خدا مردم ستمكار و مستكبر را هدايت نمىكند .
( 11 )
( وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ )
: ( و آنان كه كفر ورزيدند به كسانى كه ايمان آوردند ، گفتند : اگر اسلام خوب بود مؤمنين بر ما سبقت نمىگرفتند و چون كفّار به آن راه نيافتهاند به زودى خواهند گفت : اين قرآن افترايى قديمى است )
يعنى كافران دربارهء ايمان مومنان به قرآن گفتند : اگر ايمان به قرآن خير بود ، مؤمنان در ايمان آوردن به آن از ما پيشى نمىگرفتند و از آنجا كه به جهت استكبارشان از ايمان به قرآن و هدايت آن بهرهمند نشدند ، به زودى خواهند گفت : اين قرآن افترائى قديمى است يعنى همان افسانههاى پيشينيان است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آن را به خدا افترا مىبندد .
( 12 )
( وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ لِساناً عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ )
: ( با اينكه قبل از قرآن كتاب موسى بود كه راهبر و مايهء رحمت بود و اين قرآن تصديق كنندهء تورات است ، و به زبان عربى مىباشد ، تا كسانى را كه ستم كردند انذار نمايد و نيكوكاران را بشارت باشد )
يعنى اينها قرآن را افترائى قديمى ناميدند ، در حالى كه كتاب موسى كه پيشوايى براى بنى اسرائيل بود و به آن اقتداء مىكردند و رحمتى براى مومنان صالح بود و قرآن هم آن را تصديق مىكند ، قبل از آمدن قرآن از نزول آن خبر داده بود و اين قرآن هم به زبان عربى نازل شده تا براى ستمكاران ، بيمدهنده و براى نيكوكاران بشارت باشد ، با اين حال چگونه ممكن است قرآن افترا و افك باشد .
( 13 )
( إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ )
:
( همانا كسانى كه گفتند : پروردگار ما اللّه است و سپس استقامت ورزيدند ، نه ترسى دارند و نه اندوهگين مىشوند )