شأن مؤمنان اينست كه در امورشان با هم مشورت مىكنند ، چون آنها اهل رشد هستند و بدنبال استخراج حكم صحيح و رأى صواب مىباشند و به اين منظور به صاحبان عقل مراجعه مىكنند و در كارهايشان مشورت مىنمايند و در ادامه مىفرمايد آنها اهل انفاق هستند و مالشان را در راه رضاى خدا انفاق مىكنند ، چون اقرار دارند كه آنچه روزى در دست آنهاست ، فيض الهى است و متعلّق به خداست ، پس انفاقشان را كرامتى از ناحيه خود نمىدانند ، بلكه مال را امانتى از جانب خدا دانسته و آن را در راه رضاى او انفاق مىكنند و اين امر بدون هيچ خفا يا ترديدى از كمال بندگى و فروتنى و تواضع آنها حكايت مىنمايد . و نيز مؤمنان كسانى هستند كه وقتى ببينند به يكى از ايشان ظلم شده از يكديگر طلب يارى و نصرت مىكنند ، چون همگى بر سر حق متفّق و متّحدند و اگر به يكى از آنها ظلم شود مانند اين است كه به همه آنها ظلم شده و همه يكدل و يكرنگ به مقابله با آن ظلم مىپردازند .
( 40 )
( وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ )
: ( و كيفر بدى ، بدى مانند آنست ، و كسى كه از كيفر دادن صرف نظر كند و به اين وسيله طرف را اصلاح نمايد ، پاداشش به عهده خداست ، همانا خدا ظالمان را دوست ندارد )
( 41 )
( وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ )
: ( و كسى كه بعد از ستم كشيدن انتقام گيرد بر ايشان هيچ گونه مؤاخذه و عقابى نيست )
( 42 )
( إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ )
: ( فقط گناه و مؤاخذه متوجّه كسانيست كه به مردم ظلم مىكنند و بدون داشتن هيچ حقّى در طلب فساد و ظلم در زمين مىباشند ، آنها عذابى دردناك دارند )
( 43 )
( وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ )
: ( و كسى كه صبر كند و ببخشد ، همانا اين دو خصلت از خصال بزرگ است )
پس خداوند براى مظلومى كه طلب يارى مىكند ، اين حكم را قرار داده كه او در