يعنى تمامى نعماتى كه خدا به همه مردم اعم از مؤمن و كافر روزى داده متاعى دنيويست كه ناپايدار است و آنها در روزهاى اندكى در دنيا از آن بهره مىبرند ، اما آن روزيها و ثوابهايى كه خداوند براى مؤمنين و متوكّلان ( يعنى كسانى كه در همه امورشان خدا را وكيل گرفتهاند و او سرپرست و مدبّر امور آنهاست ) ذخيره كرده تا در آخرت به عنوان پاداش به آنها بدهد ، بسيار بهتر و پايدارتر است چون آميخته با الم و ناراحتى نيست و مانند خود آخرت ابدى و باقيست و انقطاع نمىپذيرد .
( 37 )
( وَ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ )
: ( و نيز براى افرادى كه از گناهان كبيره و زشتيها دورى مىكنند و وقتى خشم مىگيرند ، در مىگذرند )
( 38 )
( وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ )
: ( و كسانى كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را به پا مىدارند و امورشان در ميانشان به مشورت گذاشته مىشود و از آنچه روزيشان كردهايم انفاق مىكنند )
( 39 )
( وَ الَّذِينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ )
: ( و كسانى كه وقتى مورد ستم واقع مىشوند از يكديگر يارى مىطلبند )
اين سه آيه صفات مؤمنين مذكور در آيهء 36 را توضيح مىدهند .
( كبائر اثم ) گناهان كبيرهاى است كه آثار سوء بزرگى دارد ، مانند مىگسارى و قمار . و ( فاحشه ) گناه شنيع و بىشرمانه مانند زنا يا لواط است . پس مؤمنان از گناهان كبيره و فواحش اجتناب مىكنند و در هنگام غضب و خشم ، طرف مقابل را عفو مىنمايند ، اين از صفات بارز مؤمنين است . سپس در ادامهء صفات ايشان مىفرمايد : مؤمنان دعوت پروردگارشان را اجابت مىكنند يعنى اعمال صالحى را كه خدا از ايشان خواسته انجام مىدهند و تكاليف الهى را بجا مىآوردند . كه اين امر معيار ايمان است و سپس به عنوان اخصّ مظاهر عبوديّت از نماز نام مىبرد و مىفرمايد مؤمنان نماز را به پا مىدارند و از سياق كلام استفاده مىشود كه اين آيات مكّى است و در مكّه حكم زكات و خمس و جهاد و روزه و . . . هنوز واجب نشده بود . سپس به امر مشورت مىپردازد و مىفرمايد :