مىگويند : شما در بهشت هر چه بخواهيد در اختيار خواهيد داشت ، ( اشتهاء ) از مادهء ( شهوت ) به معناى ميل و كنده شدن يكى از قواى آدمى به جانب خواستهاش مىباشد كه از آن لذّت مىبرد مانند شهوت طعام و شهوت جنسى . و در آخر مىگويند اصولا هر خير و لذّتى را كه بخواهيد در اختيارتان خواهد بود ، و البتّه وعدهء آنها به حق است .
( 33 )
( وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ )
:
( براستى چه كسى خوش گفتارتر است از آنكه به سوى خدا دعوت مىكند و عمل صالح بجا مىآورد و مىگويد : يقينا من از تسليم شدهگانم ؟ )
مراد از اين فرد حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىباشد اگرچه لفظ آيه عام است . امّا چون هر فردى كه به سوى خدا دعوت مىكند معلوم نيست كه غرضش درست باشد ، لذا بدنبال آن اين شرط را افزود كه ( و عمل صالحا ) يعنى به شرطى كه خود آن داعى هم عمل صالح بجا بياورد ، چون عمل صالح كاشف از صلاح نيّت صاحب آن است ولى عمل صالح و دعوت به سوى خدا التزامى به اعتقاد حق صاحبش ندارد ، به همين دليل شرط ديگرى اضافه نمود و آن اين است كه اعتقاد به اسلام داشته باشد ، لذا اگر كسى اعتقاد به اسلام و عمل صالح داشت و آنگاه مردم را به سوى خدا دعوت كرد ، سخن او نيكوترين گفتار خواهد بود ، و ( احسن قول ) سخنى است كه از هر سخن ديگر به حقيقت نزديكتر و سودمندتر باشد و آن همان كلمه توحيد است كه آدمى را به سوى سعادت ابدى رهنمون مىشود .
( 34 )
( وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ )
: ( و نيكى با بدى يكسان نيست ، پس تو بديهاى مردم را با بهترين عكس العمل دفع كن تا آن كسى كه بين تو و او دشمنى هست ، چنان شود كه گويى دوستى مهربان است )
يعنى اى رسول ما دعوت به سوى خدا با داشتن خصلت نيك و با نداشتن آن از جهت تأثير و نفوذ در نفوس يكسان نيست ، پس لاجرم تو بدى را با بهترين راهش دفع كن ، مثلا باطل را با حقّ بران و جهل را با حلم و بردبارى دور كن و بدى آنها را با عفو و