هستند ، چون خدا عزيزى است كه هيچ چيز بر او غالب نمىشود و غير او در برابرش ذليل و مطيع هستند و گفتيم كه عبادت يعنى اظهار ذلّت در برابر عزيز ، پس حال كه غير خدا كسى عزيز نيست و او عزيز مطلق است ، لذا تنها معبود عالم هم اوست و نيز خداوند غفّار است ، يعنى تنها كسى است كه در امر رساندن رحمت به خلق مستقل است و خزانه هاى رحمتش هرگز تهى نمىگردد و اوست آمرزندهاى كه واجب است بنده به طمع مغفرت و آمرزش او ، وى را عبادت كند ، چون غايت و مقصود از عبادت و تمثّل بندگى ، تقرّب در نزد معبود و رفع دورى بنده از اوست و اين همان مغفرت گناه است كه فقط شأن خداى متعال مىباشد .
( 67 )
( قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ )
: ( بگو قرآن خبرى عظيم است )
( 68 )
( أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ )
: ( كه شما از آن اعراض مىكنيد )
مىفرمايد مسأله توحيد و كتاب قرآن كريم ، خبر عظيمى است كه داراى رحمت و خير و بركت است امّا شما مشركين از چنين خيرى كه ضامن سعادت دنيا و آخرت شماست روى مىگردانيد .
( 69 )
( ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ )
: ( من علمى به جايگاهى كه فرشتگان در آن مخاصمه مىكردند ندارم )
( 70 )
( إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ )
: ( جز اين نيست كه به من وحى مىرسد و من فقط بيم دهندهاى آشكارم )
در ادامه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : من هيچ اطّلاعى از مخاصمهء ملائكه نداشتم تا آنكه خدا در قرآن به من وحى كرد و مرا آگاه نمود و من فقط منذرى هستم كه تابع وحى خدا مىباشم و چيزى به من وحى نمىشود مگر آنچه در رابطه با انذار شماست .
( 71 )
( إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ )
: ( به ياد آر زمانى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى از گل خواهم آفريد )
( 72 )
( فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ )
: ( و وقتى كه او را پرداختم و از روح خود در او دميدم همگى برايش به سجده بيافتيد )