( 73 )
( فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ )
: ( پس همه ملائكه به سجده افتادند )
( 74 )
( إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ )
: ( مگر ابليس كه تكبّر كرد و او از قبل ، از كافرين بود )
اين آيات كلام خداست كه به ماجراى خلقت آدم و مخاصمه ملائكه اشاره مىكند .
( بشر ) به معناى ظاهر پوست مىباشد و از آنجا كه پوست بدن انسان به خلاف حيوانات كه با كرك و پشم يا پر و مو پوشانده شده ، ظاهر است ، او را بشر مىنامند ، مىفرمايد : به ياد آر زمانى كه پروردگارت به ملائكه گفت : مىخواهم بشرى را از گل چسبنده بيافرينم و زمانيكه اعضاى او را متعادل و متناسب كردم و ساخته و پرداخته شد و از روح خودم در او دميدم شما همگى بر او سجده كنيد ، ( منظور از اضافهء روح به ضمير متكلم ( ى ) اضافهء تشريفى است يعنى از روحى شريف در بدن او دميدم ) و با همين امر الهى همهء ملائكه براى آدم به سجده افتادند و احدى از ايشان تخلّف نكرد ، مگر ابليس كه از جنس جنّيان بود و از سجده براى آدم امتناع كرد ، چون او سابق بر اين امر هم از كافرين بود و خوددارى و امتناع او از سجده بر آدم ، پرده از كفر باطنى او برداشت .
( 75 )
( قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ )
: ( خداوند فرمود : اى ابليس چه چيز مانع تو شد از اينكه به آدم سجده كنى كه من او را با دست قدرت خود آفريدم ، آيا تكبّر كردى و يا واقعا از بلند مرتبهها بودى ؟ )
( 76 )
( قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ )
: ( ابليس گفت : من از او بهترم ، مرا از آتش خلق كردى و او را از گل آفريدى )
( 77 )
( قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ )
: ( فرمود : پس بيرون شو از اينجا چونكه تو رانده شده هستى )
( 78 )
( وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ )
: ( و همانا لعنت من تا قيامت شامل حال توست )
خداوند خطاب به ابليس مىفرمايد : اى ابليس چه چيز تو را باز داشت از اينكه به اين آدم با شرافتى كه من او را بدست خود و به قدرت مطلقهء خود آفريدم و در خلقت او اهتمام داشتم و او را به خاطر خود خلق كردم ، سجده كنى ؟ آيا تكبّر كردى و شأن خود