تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
را برتر از سجده بر او دانستى و يا واقعا شأن تو اجلّ از اين عمل بود ؟ ابليس در پاسخ گفت : من شرافت ذاتى دارم چون تو مرا از آتش آفريده‌اى و او را از گل خشكيده خلق نموده‌اى و با اين سخن از امر الهى عصيان ورزيد و از روحى كه خداوند در آن گل خشكيده دميده بود ، غافل شد . و در اين پاسخ او اشاره‌اى وجود دارد به اينكه از نظر شيطان امر الهى وقتى لازم الاجراست كه به حق باشد ، نه اينكه ذات اوامر او لازم الاطاعة باشد و از آنجا كه به نظر او سجده كردن به آدم به حق نبود ، اطاعت آن را واجب ندانسته ، و اين گفتار به انكار و ردّ مالكيّت خدا و حكمت او منجر مىشود ، و اين اصل و ريشهء همهء گناهان است ، چون معصيّت وقتى واقع مىشود كه عامل آن از حكم عبوديّت خدا خارج شود . و بعد از اين جريان خداوند ابليس را از مقام قرب خود طرد نمود و براى هميشه و تا روز قيامت از رحمت خود دور كرد و اين راندن ، راندن معنوى و منزلتى بود و نمىتوان آن را به عنوان طرد از بهشت يا از جمع ملائكه دانست ، مگر اينكه آن را به وجهى توجيه نماييم . ( 79 )
( قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ )
: ( ابليس گفت : پروردگارا به من تا روزى كه برانگيخته مىشوند مهلت بده ) ( 80 )
( قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ )
: ( فرمود : همانا تو از مهلت داده شدگانى ) ( 81 )
( إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ )
: ( تا روز وقت معلوم ) پس از اين ماجرا شيطان از خداوند مهلت مىخواهد كه تا روز قيامت به او مهلت داده شود تا مردم را بفريبد و هدفش اين بود كه ثابت كند بشر لياقت سجده ندارد . امّا خداوند مهلت او را تا روز وقت معلوم « 1 » قرار مىدهد ، كه مراد از آن آخرين روزيست كه بشر با وسوسه‌هاى ابليس خدا را نافرمانى مىكند كه اين روز مسلما قبل از مرگ است و شامل حيات برزخى نمىشود .
هامش
( 1 ) . به قولى منظور از وقت معلوم ، وقت ظهور قائم آل محمّد است و بقول ديگر در زمان رجعت ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آن لعين را بر صخره بيت المقدس ذبح خواهد كرد . ( مصحح )