تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
كه جوانان را نزديك بياورند همين كه ميروند قثله را بگيرند يك مرتبه از بالا شليك كرده جمع كثير از جوانان كشته ميشوند و بالاخره عساكر باتجربه ميرسند و با ضرب توپ كار را بر قثله‌نشينان تنگ كرده قثله را تصرف ميكنند و هركس در آن است باستثناى معدودى همه كشته ميشوند قثله سليميه را هم تصرف ميكنند و ديگر مراكز را ميگيرند و همه جا بدست اردوى متحرك آمده تا شب كارها تمام مىشود فقط باقى ميماند سراى يلدوز كه در حال محاصره است . در اين روز يكنفر عمامه بسر در تمام استانبول ديده نميشود مگر جلو سرنيزه عساكر كه با ضرب و شتم شديد آنها را بمحبس مىبرند و اغلب اعضاى انجمن محمدى طرفداران خلافت‌پناهى ميباشند و همچنين از نزديكان سلطان و از رؤساى خفيه سلطانى كه سالها واسطه انواع بدبختى براى خلق بوده‌اند پيوسته گرفتار شده بمحاكمه عسكريه فرستاده ميشوند و اغلب اعدام ميگردند در اين دو روز هيچيك از جرائد طبع نشده ادارات جرائد توقيف است روز يكشنبه طرف صبح جريده صباح بيان‌نامهء نشر ميدهد كه امروز ساعت چهار مجلس مبعوثان و مجلس اعيان در اياستفانوس منعقد خواهد شد و مذاكرات مخفى خواهد بود در نتيجه مذاكرات در دو مجلس در اياستفانوس روز دوشنبه مجلس مبعوثان در استانبول در محل خودش منعقد ميگردد و روز دوشنبه از طرف محمود شوكت پاشا اعلان مىشود دكاكين را باز نمايند و مردم بشغل و كار خود بپردازند دكاكين باز مىشود مردم بانهايت آسايش به كار خود ميپردازند ولى ساعت‌بساعت بر تنگى محاصره سراى يلدوز افزوده مىشود احدى را نميگذارند بيلدوز وارد يا از آنجا خارج گردد بديهى است در اين صورت سلطان به كلى از اوضاع شهر بىخبر است چه رسد باوضاع مملكت چيزى كه به گوش او از هوا رسيده است صداى توپ و تفنك دو سه روز بوده كه باز از كيفيت و نتيجه آن بىخبر است و تصور نميكنم سلطان حميد در تمام عمر خود ايامى از اين چند روز سختتر گذرانيده باشد چه هرساعت مرك را در برابر چشم خود مشاهده مينمايد روز دوشنبه مجلس كه منعقد مىشود ميفرستند ضياء الدين شيخ الاسلام و امين فتوى را در مجلس حاضر مينمايند هيئت وزراء و رئيس مجلس اعيان هم حاضر است از شيخ الاسلام استفتاء ميكنند به صورت