اردو براى مجازات دادن بدكاران آمده شنيده مىشود بعضى بيخبران ميگويند ما قصد خلع سلطان را داريم و باينواسطه حضرت خلافت پناهى ميخواهند امروز به مسجد براى نماز جمعه نروند اين خبر قطعا كذب است و قصد سوئى نسبت بذات شاهانه نيست البته رسم جمعه را از دست ندهند و بدون تفويت وقت امر كنيد اين بياننامه را طبع و نشر نمايند صدر اعظم هم ورقه را به نظر سلطان رسانيده و امر فورى بطبع و نشر آن صادر نموده سلطان هم باور كرده به نماز جمعه خواهد رفت سخن سرى را از شخص بصير شنيده بودم بياننامه را هم خواندم و گفتم آفرين بر اين عقل و دانش و حسن تدبير كه تا دم آخر مدعى را خواب كرده نميگذارند بفكر چاره روزگار سياه خود بيفتد نه مثل ما مردم كه تمام قوه فكريه و تدابير دفاعيه خود را در مدافعه از استبداد ايران بايرادات زبانى و طرف كردن مدعيان برگذار مينموديم .
خلاصه سلطان ميرود به نماز جمعه عساكر ساخلو تمام در سلام جمعه حاضر ميشوند سربازخانها خالى ميگردد در حينيكه سلطان مشغول نماز است قسمتهاى اردوى متحرك بيسروصدا دستهدسته بهر سربازخانه وارد شده آنها را تصرف نموده چون بعد از ظهر عساكر برميگردند بسربازخانها ميبينند همه را گرفتهاند عساكر فاتح آنها را خلع سلاح مينمايند و آنها كه از دادن اسلحه امتناع ميكنند بسرعسكر كه وزارت جنك باشد روانه ميشوند اين كار بىصدا و ندا تمام مىشود فقط اندك تشويش در مردم رخ ميدهد و چند دقيقه دكاكين بسته مىشود ولى چون عقبه ندارد دوباره باز مىشود و در همين حال سراى يلدوز مقارن مراجعت سلطان بقصر خود محاصره سخت شده احدى را نميگذارند بسراى رفته خبرى بسلطان برساند اردوى متحرك هم كارهاى خود را با مراكز داخلى و سفراى خارجه تمام كرده شب شنبه اردو را به اطراف تقسيم نموده قرار دادند از صبح شنبه حكومت نظامى در تمام استانبول و اطراف برقرار گردد .
عساكر ملى سرعسكر را تصرف ميكنند و يكيك سربازخانها را ميگيرند مگر دو جا و دائره محاصره سراى يلدوز را تنگ مينمايند .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٨٦