تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
خوانندگان بايد بدانند كه بموجب قانون عثمانى چه صدراعظم استعفا بدهد كابينه برهم مىخورد و چه شيخ الاسلام در اين صورت مسئله غامض مىشود و پس از گفتگوى زياد و مأيوس شدن وزراء از اينكه شيخ الاسلام از اين كار صرف‌نظر كند از روى ناچارى متحد المآلى به دو سفارت نوشته مىشود از طرف وزارت خارجه كه چون اجراى اين امر موجب استعفاى حضرت مشيخت پناهى است و كابينه در حال تزلزل است لهذا تقاضا ميكنم شما از تعقيب اين مسئله صرف‌نظر نمائيد و بتهران هم تلگراف مىشود متعرض متحصنين نبوده باشند شيخ الاسلام اين شرح را با خوشحالى براى من نقل مىكند و من از او تشكر كرده ميگويم چون اكنون آن جمع ميهمان شخص محترم عالى هستند تقاضا ميكنم امر شود بسفير تهران تلگراف نمايند از طرف مشيخت پناهى برؤساى روحانى كه در رأس متحصنين واقعند مانند صدر العلماء و غيره اظهار مهربانى كنند و از آنها و ساير متحصنين بهتر از پيش پذيرائى نمايند شيخ الاسلام تقاضاى نگارنده را ميپذيرد و آن دستور بتهران داده مىشود متحصنين سفارت كه هرساعت در انتظار امر اخراج هستند و خطر جانى براى خود ميبينند يكوقت مشاهده ميكنند قضيه به عكس شده مورد مهربانى شديد كاركنان سفارت شدند و پيغام مهرآميز شيخ الاسلام موجب قوت قلب رؤساى روحانى گشت و در تحصن ماندند تا حكم تجديد انتخابات را گرفته با مسرت و آزادى خارج گشتند بىآنكه بدانند از كجا و بچه - ترتيب شده است .