تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
و من الاسباب القوية مزيد ارتباط حضرت جلالتكم مع الرؤساء الروحانيين المجاورين بالروضة العلويه و اطمينانهم التام من مساعدتكم العالى فى مقاصدهم الملية و من الاسباب ايضا مساعدة احرار الدولة العلية مع احرار ايران فى استانبول و فى ساير البلاد سيما مع المهاجرين منهم و توحيد المساعى بينهم فى نيل مقاصدهم المشروعة المشتركة . هذا ما امكن لداعى دوام جلالة قدر كم العالى ان يعرض بحضرتكم و الامر منكم و اليكم و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . داعيكم يحيى بن هادى الدولت آبادى نگارش اين رساله روابط مرا با شيخ زياد كرد و سبب شد كه در يك قضيه مهم از اين حسن رابطه استفاده حاصل گردد و آن اين بود . در تهران بعد از آنكه آزاديخواهان مأيوس ميشوند از اينكه شاه بوعده خود در دادن اعلان انتخابات وفا كند جمعى كثير از وجوه روحانيون و كسبه و تجار آزاديخواه در سفارت عثمانى متحصن شده از آنجا با شاه در خصوص اعاده حكومت ملى صحبت ميدارند و از طرف دولتيان هرگونه اقدام در متفرق كردن آن جمعيت بىنتيجه ميماند حتى آنكه بمارگيران متوسل ميشوند كه يك عده مار در سفارت رها كنند كه مردم از مارها ترس كرده متفرق گردند اين كار هم مىشود و فايده نميبخشد بالاخره بتوسط دو سفارت روس و انگليس در استانبول از وزارت خارجه عثمانى تقاضا مىشود كه درخواست دولت ايران را در بيرون كردن آن مردم از سفارت تهران بپذيرند و اين تقاضا پذيرفته مىشود متحصنين سفارت در تهران پى مىبرند كه دولت بتوسط روس و انگليس در صدد است آنها را متفرق نمايد و با تلگراف رمز تجارتى انجمن سعادت را خبردار مينمايند انجمن متحير است چه اقدام بنمايد نگارنده در ضمن يك ملاقات خصوصى شرح مطلب را بشيخ الاسلام ميگويد و اضافه مىكند كه تهرانيان راه سفارتى را كه از سفارت شما وسيعتر باشد سراغ داشتند ولى نخواستند در ايام مشروطيت پناه بسفارتى برده باشند كه در ايام استبداد بدانجا پناه برده بودند چگونه اين بدنامى را براى اسلام راضى ميشويد كه مسلمانان چون به خانه كفر پناه ببرند مقضى المرام