تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

فصل هشتم اقدامات سرى و اوضاع جارى

بعد از يأس از انجمن سعادت و انجمن احرار ايرانيان استانبول كه بشود با آنها در تشكيل مركز قدمى برداشت انتظار رفقاى آواره شده پاريس و لندن را دارم و ضمنا به خيال كار كردن با يك جمعيت كوچك مركب از چند نفر از اشخاص با فكر ايرانى كه كميته بنام اتحاد و ترقى ايران دارند و مركز آنها در قاضى كوى است افتاده از شهر به آنجا نقل مكان كرده با آنها باقدامات سرى ميپردازيم . قاضىكوى و حيدر پاشا دو آبادى متصل به يكديگر است كنار مرمره جانب آسياى صغير از اناطولى و اتصال دارد باسكدار كه يكى از سه قسمت استانبول است اين سه قسمت در زبان اين مردم يكى استانبول گفته مىشود يكى بيك اوغلى و ديگرى اسكدار ولى در خارج هرسه قسمت استانبول ناميده مىشود دو قسمت استانبول و بيك اوغلى جزو اروپا است و اسكدار جزو آسيا . دو قسمت اروپائى در دو طرف خليجى افتاده كه منتهى مىشود بكاغذ خانه كه تعيش‌گاه خلق است استانبول و بيك اوغلى دو طرف خليج واقع و از بسيارى از عمارتهاى بيك اوغلى كه سراى يلدوز محل اقامت سلطان حميد خان را هم شامل است درياى مرمره ديده مىشود و هم عمارتهاى عالى بسيار در جانب ديگر بغاز مىباشد كه جزو آسيا است . اسكدار از استانبول و بيك اوغلى هردو كوچكتر است و جمعيتش كمتر مگر آنكه اموات را هم به حساب آوريم آنگاه برابرى با دو برادر خود خواهد كرد باينمعنى كه اسكدار در واقع قبرستان استانبول است قبرستان بسيار بزرگى كه سروستان انبوهى افقش را تاريك نموده و به عادت عثمانيان بر سر هرقبر سنگ مخروطى شكل منقورى بصورتهاى مختلف عمودى نصب است و فضاى آن قبرستان را تنگ نموده و به غير از