كار خود در قصرشيرين
اگرچه شرح ورود اردوى سرگردان را ( اردوى سرگردان اردوئى است مركب از چند هزار نفر شامل بر قسمت مهم نظامى و قسمت سياسى و غيره كه از اصفهان حركت كرده و از راه خرمآباد آمده از پيش كوه گذشته بقصرشيرين وارد شده ) بقصر مناسب بود در اين فصل بنويسم ولى نظر باهميت آن و لزوم مقدمه براى بيان آنمطلب لهذا در فصل مخصوص بيان خواهد شد .
اكنون راجع بعموم نظاميان در قصر مينويسيم - نظاميان ما كه بقصر رسيدند عبارت بودند از قسمتهاى مختلف ژاندارمرى برياست صاحبمنصبان سوئدى و صاحب - منصبان ايرانى يك عده سوار و پياده نادرى برياست شاهزاده اكبر ميرزا در تحت حكم رؤساى ژاندارمرى - يك عده سوار لر و يكعده پياده از فوج سيلاخور برياست خصوصى نظام السلطنه - جمعى سوار كلهر برياست عباسخان امير معظم يكعده سوار بختيارى برياست يد اللّه خان بختيارى نجل امير مفخم و سالار مسعود پسر سردار ظفر و بعضى ديگر از رؤساى بختيارى - سوار ملايرى و تويسركانى و نهاوندى برياست حسن خان زند سالار ناصر و سالار همايون و غيره - سوار كاشانى برياست نايب حسين و پسرش ما شاء اللّه خان كه خود را سردار جنگ ميخواند سردار اصفهانى برياست شكر اللّه خان جوزانى - دستجات كوچك مجاهدين آذربايجانى يكعده قزاق منفصل از قزاقخانه تهران برياست دو تن از صاحبمنصبان قديم قزاقخانه - عدهئى از سوار كرمانشاهانى برياست ايلخانى .
رياست تمام اين قوا با كلنل بپ بود اگرچه نظام السلطنه رئيس كل گفته ميشد .
و لكن براى او هم بيرون از اختيار آلمانيها اختيارى نبود على الخصوص كه مصارف اين اردو از صندوق آلمانى و بدست مباشرين آنها داده ميشد بتوسط نظام السلطنه .
تصرفات كلنل بپ بعد از ورود بقصر بشرح ذيل بود اولا بورود قصر تمام صاحب منصبان سوئدى را از كار خارج كرد و چند نفر صاحبمنصب آلمانى را كه تازه آمده بودند بر سر كار آورد و يكى از آنها را با يكعده قشون بهمراهى عباسخان امير معظم بكلهر فرستاد كه از آمدن روسها از آن راه جلوگيرى نمايند و ديگرى را برياست كل ژاندارمرى برگماشت و ماژر محمد تقيخان را كه يكى از بهترين صاحبمنصبان ژاندارمرى است
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 349
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٤٩