و لكن اينطور نيست و نظام السلطنه هم بدست آلمانها بواسطه منفعتپرستى خود مقهور بود و بالجمله آلمانها در اينوقت كه ميخواستند تنها خطوط مدافعه با روسها را محافظه كرده باشند و مضايقه ندارند از قصر هم بالاتر رفته روسها را بيشتر مشغول نمايند خود را محتاج بقواى متفرقه نميديدند و ميخواستند هرطور باشد آنها را از سر خود باز كنند اما نميخواستند صريح جواب داده باشند در اين صورت از خدمتگذاران آنها ملاحظه كردن و يا آنكه مصلحتهاى خصوصى حال و استقبال را راجع بمنافع ايران درباره بعضى از آنها رعايت نمودن مطالبى است كه نميبايستى از آلمانهاى نظامى متوقع بود خلاصه كشمكش ما بين رؤساى قواى متفرقه با نظام السلطنه و كلنل بپ درگير شد و اسباب رنجش خاطر آنها فراهم آمد جمعى از آنها با كمال نارضائى متفرق شدند و هركدام نرفتند نتوانستند رفته باشند ناچار با قوت لا يموتى كه بهزار زحمت بدست ميآورند ساخته اغلب اسب و تفنگ ميفروختند و گذران ميكردند مكرر در اينمسائل اشخاص خيرخواه با نظام السلطنه صحبت ميداشتند و بدى عاقبت اين ترتيب را به او خاطرنشان ميكردند ولى نظام السلطنه بعذر اينكه صندوق آلمانها خالى است و بعنواناتى كه هيچيك براى راكب و مركوب خوراك و عليق نميشد امرار وقت ميكرد و حق را بآلمانيان ميداد و شكايت ايرانيان را بيموقع ميشمرد و يا آنكه تحصيل رضاى مأمورين آلمانى را بر رضايت خاطر هموطنان مقدم ميداشت عمدا و يا از روى بيچارگى .
بهرحال طولى نكشيد كه قواى بختيارى كه بودن آنها اهميت سياسى داشت با كمال نارضائى از راه كلهر برگشته و جمعى از نظاميان را هم با خود بردند و همچنين از دستجات كوچك هركدام توانستند و راهى پيدا كردند بازگشت نمودند و باقى - ماندگان بعضى بقوه سنجابى ملحق شدند و بعضى بكمك كلهرها رفتند و پارهئى در قصرشيرين ماندند .
بالاخره پيش از رسيدن اردوى سرگردان از لرستان و يك اردوى شكستخورده از بيجار كردستان بقصرشيرين از تمام قواى نظامى ايرانى از ژاندارم و نادرى و قواى عشائرى و مجاهدين بيش از سه هزار نفر باقى نمانده بود و احوال روحى آنها به زحمت بسيار اندكى داشت رو ببهود ميرفت از طرف عثمانيان هم قريب پنجهزار نفر پياده و سواره
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣٥١