تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
با بدن سالم از شدت زحمت و گرسنگى چنان كه از پيش اشارت رفت مانند مردگان متحرك به روى زمين افتان و خيزان بجانب قصر يا اردوگاه عمومى ميآمدند و چگونه قلم بنويسد كه نامردان كرندى در هنگام عبور اين فلكزدگان از خاك كرند از برهنه كردن و كشتن و بردن تفنگ و اسباب آنها دريغ نكردند بلى بىلياقتى عليمراد خان و بدنيتى او اثرش در مردم پديدار گشته اين بدبختى را براى جانفشانان وطن فراهم آورده و علاوه بر اين از رفتار بدى كه با شكست‌خوردگان از عساگر عثمانى كردند لكه زشت تاريخى به روى خود برنهادند و منشاء اين بدبختيها باز راجع نميشود مگر بخيانتكاران دربارى كه زمينه اين كار را از پيش براى امروز تهيه نموده‌اند . بهرصورت اردوى شكست‌خورده ما بتدريج از سنگرهاى اطراف كرمانشاهان با اين حال زار خود را بقصرشيرين مىرساند اگرچه جمعيت زيادى از قواى جمع شده در كرمانشاهان و حدود جنگ از ژاندارم و غيره مخصوصا از سوار و پياده ايلاتى كه مقاصد آنها برآورده نشده بود بعد از شكست كرمانشاهان متفرق گشتند ولى باز از سوار و پياده پنج شش هزار نفر باقيمانده كه يكقسمت چنان كه نوشتيم در خاك ماهيدشت با سنجابيان ماندند و باقى خود را بقصرشيرين رسانيدند . البته خوانندگان كتاب من تصور ميكنند رؤساى ايرانى و آلمانى و عثمانى اين اردو عموما و شخص نظام السلطنه خصوصا بمحض ورود بقصر با تمام قوا به تهيه مكان و مأكول و ملبوس براى ماتم‌زدگان برآمدند كه از آنها پس از آن همه بدبختى دلجوئى نموده باشند نه اين كار نشد و حتى آنكه يك قهوه‌خانه عمومى هم تأسيس ننمودند كه چون اين زبانهاى در كامها خشكيده به آنجا رسيدند آب گرمى بكام آنها ريخته شود نه اين است كه بنظام السلطنه تذكر داده نشد بلكه شد و هيچ اثر ننمود در صورتى كه زندگانى او و خانواده و بستگانش برفاه بود چيزى كه در اين حال افاقه كرد رسيدن اول بهار بود كه عشائر اطراف از گاو و گوسفند خود شير و ماستى باردوى قصر رسانيدند و گوسفند فراوان بياوردند و كم‌كم گندم و جو هم از اطراف رسيد شكمها سير شد و ارزاق فراوان گشت . در اينجا بايد يكى راجع بنظاميان و ترتيبى كه در كار آنها داده شد بنويسيم و ديگر راجع به اشخاص سياسى و سائر مهاجرين و از سياست خارجى نظام السلطنه و عاقبت
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 348 | يحيى دولت آبادى