تازه كه هنوز در ايران ديده نشده بود كنده شده اطاقهاى بسيار در زير زمين براى صاحبمنصبان و تابينها در اطراف خندق قرار داده توپهاى سنگين را بقله كوهها كشيده در پشت گردنه لوازم اردو و از مريضخانه غيره مهيا نمودهاند استحكامات مزبور طورى بديده من جلوه كرد كه تصور نميشد دشمن هرقدر قوت داشته باشد بتواند از آنجا بگذرد و اين بود علت انتخاب نمودن صحنه براى اردوگاه عمومى شدن خلاصه پس از تماشاى استحكامات بيد سرخ بصحنه آمدم قصبه صحنه بديهى است با يك اردوى چند هزار نفرى آن هم مركب از مردمى كه بنمونه آنها اشاره شد بچه روز ميفتد در ساعت اول ورود صداى فرياد و داد مردم از تعديات واردين بلند شد و فريادرسى ديده نميشد رؤساى الوار از حقوقى كه گرفته بودند و ميگرفتند بافراد كمتر ميدادند يا هيچ نميدادند در اين صورت آنها هم چارهئى نداشتند مگر آنكه لوازم زندگانى راكب و مركوب را بر مردم بيچاره تحميل نمايند .
كنت كانيتز پس از ورود اردوى نظام السلطنه بصحنه و اطمينان از راههاى ديگر كه براى تجاوز دشمن بود و بعبارت ديگر پس از تشكيل و استحكام حدود مدافعه به خيال حمله نمودن بهمدان افتاد در اينوقت ملاير و تويسركان و نهاوند و كنگاور و توابع آنها در دست ما بود در اين صورت محل توجه همدان بود و تصور ميكرد اگر همدان را از دست دشمن باز پس گرفت تهرانرا تهديد كرده دشمن در تهران نخواهد ماند و اين جا يك نكته مهم است كه ميبايد قبلا به آن اشاره نمود و آن اين است كه سياست نظامى كنت كانيتز اقتضا ميكرد كار اين جنك را بفكر و پول آلمانى و بدست ايرانى انجام داده باشد بىآنكه بعثمانيان رخنهئى در اين كار بدهد و به همين سبب ميانه او و مأمورين نظامى عثمانى كه خود را شريك ميدانستند اختلاف باطنى حاصل شده از يكديگر ملول شده بودند كنت كانيتز تصور ميكرد قوه ژاندارمرى و قوهئى كه با نظام السلطنه آمده است براى دفع دشمن و تصرف همدان و بلكه قزوين و تهران كافى است و محتاج نخواهد بود استمدادى از قواى عثمانى بنمايد كنت كانيتز تصور ميكرد به زودى مهمات جنگى چنان كه در فصل پيش اشاره شد از برلن از راه عثمانى بايران خواهد آمد و هرقدر لازم داشته باشد از جوانان ايرانى را مسلح خواهد كرد غافل از اينكه عثمانيان در صورتى كه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 317
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٣١٧