تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
نماينده روس و انگليس شده خواهش كردند شاه حركت خود را بتعويق اندازد تا آنها شرفياب گردند و بىفاصله خود را بدربار رسانيده خواستند حضور شاه بروند بار - نيافتند بالاخره سپهدار بالتماس شاه را راضى كرد كه مجلسى بشود با دو سفير گفتگو نمايند و شاه حركت خود را تعويق بيندازد اين بود كه مجلسى مركب از مستوفى الممالك مشير الدوله مؤتمن الملك عين الدوله سپهدار تشكيل نتيجه اين شد كه شاه حركت نكند و قشون روس به ينگى امام برگردد و دولت با دو سفير داخل مذاكره بشوند و تعهدات آنها را سفارت امريكا ضمانت كند جمعى از وزراء و رجال دولت كه طرفدار سياست روس و انگليس هستند از عجز و لابه و گريه و زارى هم نزد شاه براى انصراف خاطر او از مسافرت كوتاهى نكردند و بالجمله پيش خانه شاه را كه حركت كرده بود برگردانيدند و جمعى از رجال كه به حضرت عبد العظيم رسيده بودند بازگشت نمودند سفير روس و انگليس در همين حال عضويت رسمى عين الدوله و فرمانفرما را در كابينه از دولت درخواست كردند مستوفى الممالك هم كه صلاح را در امرار وقت ميدانست بفرمانفرما وزارت داخله را كه خود اداره ميكرد واگذار نمود و لكن اسم بىرسم زيرا فرمانفرما راجع بممالك جنوب و غرب نميتواند امرى صادر نمايد و در شمال هم حكومت تابع سياست روس است پس وزارت داخله او معنى ندارد و عين الدوله را هم عضو مشاور كابينه قرار داده . و بالجمله در اين انقلاب يكقسمت مهم از نمايندگان مجلس ملى كه به نصف بالغ ميشد بقم و به نقاط ديگر مسافرت كردند مجلس ملى تعطيل قهرى شد سياست باطنى دولت يعنى شخص شاه و مستوفى الممالك به كلى مستور ماند . در صورت ظاهر با نمايندگان روس و انگليس مماشات ميكردند با اصرار باينكه قشون روس بقزوين لااقل مراجعت نمايد ولى نمايندگان مزبور بوعده خود كه قشون از كرج به ينگى امام بازگشت كند هم وفا نكردند گاهى عده ميرفتند و باز برميگشتند و دائما بر ازدياد قواى خود ميافزودند در اين حادثه رؤساى ايل بختيارى كه در تهران بودند از همه بهتر مهياى خدمت بدولت شده ضديت خود را با دشمنان دولت آشكار كردند جمعى از تجار و كسبه و از اشخاص مختلف از مردم تهران هم بقم آمدند پارهء
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 295 | يحيى دولت آبادى