نميدادند و از سختى رفتار خود با دولت نميكاستند دولت هم بين المحذورين شديد واقع بود و چارهء جز تحمل نمودن براى خود تصور نميكرد زيرا گمان مينمود اگر بخواهد بهمراهى افكار عمومى متمايل بآلمان و عثمانى گردد روس و انگليس فورا مركز را با قشونى كه در قزوين دارند اشغال خواهند كرد و او را محو ميكنند و اگر بخواهد بجانب روس و انگليس برود از مخالفت ملت ميترسيد و از ننگين شدن در عالم اسلاميت انديشه ميكرد لهذا هيچ اقدام از هيچ طرف جرئت نمينمود .
6 - قواى دولت عبارت بود از دو قوه ضد يكديگر يعنى قوه قزاق كه كاملا در دست روس بود و يكقسمت از قشون اجنبى شمرده ميشد گرچه در ميان قزاقان اشخاص ايرانى وطنپرست هم يافت ميشدند ولى همه مقهور دست فرماندهان روسى بودند و از قوه ژاندارمرى كه صاحبمنصبان سوئدى آن قوه را اداره ميكردند و پيش از جنك اروپا انگليسها آنها را به خود جلب نموده در عين ائتلاف با روس در مقابل قزاقخانه حامى خود قرار داده بودند و بعد از جنك آلمانها آنها را بجانب خود كشيدند و در مقابل قزاق واداشتند بلكه حفظ و حراست خود را هم به آنها سپردند و از هيچگونه مساعدت معنوى با آنها دريغ نداشتند اختلاف كلمه ما بين اين دو قوه به جائى كشيد كه يك قزاق و يك ژاندارم در يك رهگذر كه بهم برميخوردند مثل دو نفر جنگجو به يكديگر نگاه ميكردند و ميگذشتند و بديهى است كه اين اختلاف كلمه از دو قوه نظامى چه اثرات سوء در بحران مملكت دارد .
7 - متعرض شدن روس و انگليس در شمال و جنوب بمأمورين سياسى آلمان و اطريش و عثمانى و گرفتن و تبعيد نمودن آنها و بمخاطره انداختن اتباع دول مزبور را در نقاط مختلف مملكت مخصوصا در شمال و جنوب چنان كه در تبريز و بوشهر و غيره شد ببهانه آنكه آنها مردم را بر ضد ايشان تحريك مينمايند و بديهى است اين اقدامات در يك مملكت بيطرف تا چه اندازه موجب اختلال امر حكومت و اغتشاش مملكت ميگردد خصوصا كه طرف مقابل هم خود را فاتح در جنگ بداند و نتواند اين تجاوزات را كه در يك مملكت بيطرف از دشمنان خود نسبت بتبعه خويش مىشود تحمل كند ناچار است ايرانيان را بهيجان آورده وسيله دفاع از تعديات دشمنان را بدست ايرانيان
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٨٣