تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
طرف ديگر و ناموافقتى عناصر صالح ملت را با يكديگر ملاحظه نموده صبر را پيشه نموده انتظار پيش‌آمدهاى بهتر را ميكشم و روزبروز آشكارتر مىشود كه زمامداران امور امروز هم از جنس مردم ديروز هستند اگر در موانع خارجى كه از روى فقدان رجال با جرئت كاراگاه توليد و دوام يافته بود سستى رويداده باشد اما اثر رعب آن هنوز در وجود زمامداران امور باقى است و بعلاوه اغراض طمعكارانه اشخاص رسمى و غير رسمى در هرلباس كه مقتضيات بدبختيهاى گوناگون را تشكيل ميداده بجاى خود است و خلقى انبوه از بيكاران مملكتند كه راه معاشى بجز از وسائل نامشروع ندارند و تا در اصلاحات اساسى از جانب دولت مقتدرى به وضع و اجراى قوانين سودمند اقدامات جدى نشود و هواى مملكت روشن نگردد روى صلاح و اصلاحى ديده نخواهد شد اما كجاست آن دولت و كدام است آن قوانين و كيست آنكه صلاح مملكت را بداند و نفع نوع را بر منافع شخصى مقدم بدارد . دولت عثمانى در ماه شوال 1332 ( يكهزار و سيصد و سى و دو ه ) از جنك اروپا استفاده بزرك كرد در سايه اتحاد با آلمان و استفاده مادى و معنوى از او موضوع بزرك حق محاكمه قنسولات ( كاپيتولاسيون ) را كه سالها در قيد اسارت آن بود لغو كرد آلمان و اطريش اختيارا پذيرفتند و دول مؤتلف اضطرارا و اين بزرگتر فائده‌ئى بود . كه يك دولت مقهور در دست سياست اروپائيان ميتوانست در اينموقع برده باشد . دولت ايران خود را بيطرف معرفى نموده در صورتى كه از هرطرف به بيطرفى او خلل ميرسد مخصوصا از سرحدات روس و عثمانى و نميخواهند از بىطرفى خود دفاع نمايد در صورتى كه اگر بخواهد بواسطه قواى رسمى و غير رسمى ميتواند ولى مردى كه پا بميدان بگذارد كيست ؟ باز شمه‌ئى از احوال خود بنويسم در اين بازگشت بايران گاهى خيال ميكردم در دائره معارف عمومى بشغل رسمى بپردازم تا هم راه تحصيل معاش بوده باشد و هم بهتر بتوانم خيالات ديرينه خود را در راه معارف مجرى سازم اما پيش از برپا شدن جنگ اروپا تصور ميكردم پس از چند ماه توقف در ايران براى حضور در دوم كنگره نژادى باروپا برخواهم گشت اين بود كه در قبول كار رسمى مسامحه