تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
روس در آذربايجان آثار حياتى از دولت ظاهر گشت و از تغيير خزانه‌دارى راه مداخله براى دولت در ماليه خود بازگشت اكنون موقع كار است كه با فعاليت فوق العاده از اوضاع حاضر داخلى و انقلابات خارجى استفاده نموده اگر براى پيدا كردن گم كرده‌هاى خود در سالهاى آخرين لياقت نداريم لااقل نگذاريم مملكت ما بيش از اين در گرداب هلاكت فرو برود . ولى افسوس كه اين كار در عهده مردان كارآگاه وطن‌پرست فعال است كه در مملكت ما نايابند و اگر بيش و كمى يافت شوند دست آنها بدامان امور دولت نميرسد در اين صورت وقت عزيزى از دست دولت و ملت ميرود و وقت از دست رفته هرگز بدست نميآيد . پس از بروز انقلابات خارجى و پيش‌آمد احوال داخلى با همه نااميدى كه مرا بود با پريشانى احوال شخصى و مهيا نبودن وسائل آسايش خيال باز بخاطر آوردم افكار كاركنان دولت را بهيجان بياورم بلكه روح حياتى در كالبد آنان پديد آيد و قدمى رو باصلاحات بردارند اين بود كه سرا و علنا با هريك از ايشان گفتگوى بسيار كردم بلكه جمعى از جوانان تحصيل كرده تربيت يافته كه با يكديگر عقد الفتى داشته باشند دخيل امور دولت شده بوجود آنها پايه امور در محور طبيعى خود جارى گردد و از ستمكارى بسيار كه در تمام مملكت جارى است اندكى جلوگيرى شود . و هم طرحى ريخته شد كه در اين حال فلاكت دولت بعنوان خزانه خاص يك استقراض داخلى بشود و به اين وسيله از استقراض خارجى بىنياز گرديم چه استقراض خارجى بواسطه شرطى كه در قرضه روس و انگليس شده ( تا وقتى كه آن قرض ادا نشده باشد نتوانيم از دولت ديگر قرض كنيم ) براى ما خطرناك است اگر بخواهيم از خارج استقراض كنيم ناچار بايد از روس و انگليس باشد با شرايط وطن بر باد ده و بالاخره بعد از مذاكرات بسيار كار قرضه داخلى هم صورت نگرفت . گامى بخاطر ميآورم پرده را از روى كار برچيده اشكارا بميدان آمده جمعى را با خود همراه نموده بر ضد زمام‌داران امور يا تنبلان طماع قيام كرده نااهلان را بجاى خود نشانيده رشته امور را بدست اشخاص بهتر بسپاريم در اين حال وفور حاسدين و بدخواهان خود را از يكطرف و خالى بودن كيسه خويش و رفيقان را از