تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

فصل سىام جنگ اروپا و تبدل احوال

چون تبدل احوال ايران را بخواهم بنويسم ناچار بايد علت آن را بيان نمايم بعد از جنگ 1870 مسيحى ما بين فرانسه و آلمان جمهورى فرانسه دائما مترصد تلافى نمودن از حريف ستيزه خود بود و در فراهم آوردن اسباب از استحكامات نظامى و تهيه آلات جنگ برى و بحرى و ترتيب روابط سياسى با دول كوچك و بزرگ اروپا سعى ميكرد و از جمله روابط خود را با روس زياد كرده از هرگونه مساعدت مادى و معنوى با آن دولت قوى جثه دريغ نميداشت و كار به جائى رسيد كه روس براى اداى منافع قروض فرانسه متوسل ميشد به قرض جديد از فرانسه بعبارت ديگر مملكت فرانسه بانگ روس شمرده ميشد و از اين رو فرانسويان مجبور بودند رضاى خاطر روسها را در هرحال منظور دارند و از حقوق روس براى منافع خويش دفاع كنند و دل خود را خوش ميكردند كه اگر روزى بخواهند از آلمان تلافى نمايند موافقت روس با آنها بزرگتر وسيله موفقيت ايشان خواهد بود على الخصوص كه با دولت كوچك بلژيك هم اتحاد كرده او را در فاصله ما بين خود و آلمان مختصر سدى تصور مينمودند و از طرفى با انگليسيان ائتلاف كردند و در عالم رقابت انگليس با آلمان اين اتحاد براى فرانسه و انگليس هردو سودمند به نظر ميايد فرانسه در ميانه اين ائتلاف مثلث حقوق و حدود خود را محفوظ بلكه دست تطاول به تصرف الجزيره و تونس و مراكش و ديگر متصرفات تازه هم دراز كرد و با اطمينان و آسايش خاطر بعيش و نوش و تفننات زندگانى پرداخت و تصور ميكرد شهر پير پاريس ميتواند هميشه عروس دنيا باشد و انسانيت‌ستائى و تمدن‌نمائى در ميدان مبارزه كشورستانى تاب مقاومت خواهد داشت . اما دولت آلمان يكدم غافل نگشته همه وقت نقشه خيالات فرانسه و افكار
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 268 | يحيى دولت آبادى