اما در محاكمه تاريخى گرچه نيابت سلطنت ناصر الملك موكول ببقاى مشروطيت بوده است و او بايستى ظاهرا آن را محافظت نمايد ولى همين كه او با ضديت مستبدين و تندروان در داخل و اختلاف نظرها در سياست خارجى توانست مدت چهار سال را بگذراند و تاج سلطنت مشروطه را بر سر سلطان احمد شاه قاجار بگذارد قابل تمجيد است و اما آنچه اعتراضكنندگان بوى نسبت ميدهند نميتوان همه را تصديق كرد تنها چيزى كه ميتوان گفت اين است كه ناصر الملك هم مانند اغلب دانشمندان ايران طبيعت او بر دانشش غلبه دارد بهرحال تشريفات تاجگذارى در سرتاسر مملكت فراهم آمد و در اين حال كه ملت بواسطه شدت تجاوزات مأمورين روس مخصوصا در نقاط شمالى در هيجان است بمناسبت تاجگذارى دولتيان به خيال افتادند درخواستى از دربار روسيه بنمايند بلكه براى تجاوزات مزبور حدى قرار داده شود درخواست مزبور راجع بود به تغيير حكومت آذربايجان و خلع صمد خان مراغه كه پس از حوادث محرم يكهزار و سيصد و سى از طرف روسها حكومت يافته و هنوز بجاى خود باقى است و از هرگونه ستمگرى نسبت بمردم مخصوصا كسانى كه دم از مشروطه خواهى ميزدهاند خوددارى ندارد و ديگر راجع بمهاجرين روس كه در خاك ايران علاقهدار ميشوند بر خلاف عهدنامه تركمانچاى و هم راجع بمداخله قنسولات روس در ماليه املاك كسانى كه در منطقه نفوذ آنها واقعند و بحمايت ايشان استظهار دارند .
دولت روس به آن درخواست وقعى نگذارده تنها در مسئله اول كه اهميتى نداشت روى مساعدت نموده باقى را رد كرده ولى در چند روزه تاجگذارى مستور كرده پس از آن اشاعه داد رسيدن جواب نامساعد مزبور در اينموقع در افكار عامه سوء اثر نموده حسنخان وثوق الدوله را كه متهم برابطه خصوصى داشتن با سفارت روس است و اكنون وزير خارجه مىباشد مقصر ميشمارند .
بالجمله اگرچه در ظاهر بواسطه هيجان موقتى كه در مردم براى تاجگذارى حاصل شده در چشم كوتهنظران سراب اميدى از دور به نظر ميآيد ولى نبايد شعر سعدى را فراموش كرد كه گفت :
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٦٦