اينكه هست بدتر شود چه تعجيل نايب السلطنه در انجام اين كار تنها برعايت صلاح مملكت نيست بلكه براى خلاص نمودن جان خويش و رفتن باروپا و آسايش خيال است و بهر حال مردم بى خبر از اين پيشآمد خوشحالند و خوشحالانرا مقصدهاى مختلف است يك طايفه منافع خود را در اين ميدانند كه سلطان احمد شاه خود متصدى امر سلطنت باشد طايفه ديگر انقضاى مدت نيابت سلطنت ناصر الملك را خواهانند يا براى منافع خويش و يا از روى وطنخواهى چه تصور ميكنند سياست ناصر الملك گرچه به صورت در حمايت حكومت ملى است در واقع سياست محافظهكارانه است و ميگويند رياست ناصر الملك روح تجددخواهى ملت را مانع نمو و هيجان است .
بعلاوه نفوذ اجانب در مدت رياست او نيز زياد گشته بواسطه جبنى كه وى از آنها دارد و بواسطه همراهى كه با مستخدمين اجنبى مينمايد و شاهد ميآورند اداره خزانهدارى را كه بيك اجنبى طماع سپرده شده و مبلغ هنگفت خرج او و اداره اوست اين شخص زمام امور ماليه مملكت در دست گرفته از هيچگونه خيانت مادى و معنوى دريغ نميدارد باطمينان همراهى ناصر الملك .
ميگويند در رياست ناصر الملك پاى روحانىنمايان طماع بيش از پيش بدربار دولت بازگشته و دست آنها بدامان شركت در كارهاى دولتى افزونتر رسيده است و از اين گونه تعرضات بنيابت سلطنت ناصر الملك بسيار دارند و اعتراضكنندگان بيشتر اشخاصى هستند كه مسلك ناصر الملك كاملا بر ضد آنهاست و به همين ملاحظه حزبى بعنوان دمكرات اخيرا نفوذ يافته بود بتدبيرات عملى ناصر الملك از كار بازمانده در شرف انحلال است .
در اين صورت بديهى است هواخواهان ناصر الملك معتدلينى ميشوند كه خود را مشروطهخواه معرفى مينمايند در صورتى كه در آنها اشخاصى هستند كه از ترويج نمودن مرتجعين هم مضايقت ندارند آب و هواى سياسى مملكت هم با مزاج آنها مساعد است سياست اجنبى نيز از ايشان احترازى ندارد بلكه در مواقعى شايد بتواند غير مستقيم از آنها استفاده هم بنمايد پس تندروان از تجددخواهان و مستبدين عموما دشمنان ناصر الملك هستند و متوسطين ما بين ساكت و مداح نسبت به او .
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٦٥