و هم در حكومتى كه قوه ايلاتى او محتاج اليه دولت باشد چه در مركز و چه در ولايات و آن قوه جلب نفع رايگانه مقصد خويش بشمارد حال زيردستان او پيداست بكجا ميكشد اين بود كه كار ستمكارى در تمام مملكت مخصوصا در نقاطى كه حكومت ايلاتى بود شديدتر از دورههاى استبدادى شد و مردم ناچار ميشدند بقواى اجنبى متوسل گردند سياست اجنبى هم همين آرزو را داشت و حسن استقبال ميكرد بلكه خود وسائل آن را نيز فراهم ميآورد .
على الخصوص كه بواسطه پذيرفته شدن اولتيماتوم روس و انگليس و قبولانيدن مواد عهدنامه 1907 كه ما بين آن دو دولت راجع باسياى وسطى بسته شده بدولت وقت قنسولهاى دو دولت در جنوب و شمال رشته امور سياست داخلى و خارجى را از دست حكومت ايرانى گرفته كار به جائى رسيده است كه از بدخواهان و خيانتكاران گرفته تا سران و سروران قوم همه ديده باطن و ظاهر را بجانب دربار پطرسبورغ و لندن افكنده منتظرند مقدرات آنها از آن دو ناحيه بروز كرده در داخل مجرى گردد قوه نظامى دولت هم صفر شده دو قوه قزاق و ژاندارمرى هم در واقع مستند است بروس و انگليس و قوه اجنبى شمرده مىشود گرچه ژاندارمرى بايرانى بودن نزديكتر است تا قزاق .
و اما قوه روحانى - رؤساى بزرگ مذهب و مجتهدين محترم از ميان رفتهاند باقى ماندگان ايشان در عراق عرب و ايران از كميابى در حكم معدومند و جمعى از روحانى نمايان كه بوراثت در اين كسوت باقى ماندهاند در انقلابات اخير و خلط و مزج دولت و ملت شريك المصلحه دولتيان شدهاند و جمعى از آنها اسباب دست خيانتكاران گشته بعبارت ديگر حجة الاسلامهاى بىسواد طماع خود را بميدان انداخته بدست يارى مردم طماع بيكار اشخاصى را بوزارت و حكومت و وكالت و غيره ميرسانند و در امور دولت و ملت دخالت نموده استفاده ميكنند نااميدى سرتاسر مملكت را فروگرفته با هركس سخنى از اصلاحات ملكى گفته شود به غير از نميشود و كار گذشته يعنى تقدير امور از دست داخله خارج است جوابى شنيده نميشود چيزى كه در اينوقت نويددهنده و موجب سرگرمى مردم شده حكايت تاجگذارى سلطان احمد شاه است كه در بيست و هفتم شعبان هزار و سيصد و سى دو 1332 مقرر گشته است انجام يابد مردم بى خبر تصور ميكنند بتاجگذارى احمد شاه اوضاع و احوال رو ببهبود ميگذارد در صورتى كه شايد از
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٦٤