فصل بيست و هشتم عاقبت احوال در اروپا و مقدمه كنگره دوم نژادى
بعد از صدمات روحانى كه بدست پارهئى از محصلنماهاى ايرانى بر من وارد شد و با آگاهى بر فساد اخلاق آنان هوائى كه مرا در خدمت بمعارف از اين راه در آن شهر بر سر بود از سر بدر رفته به خيال ميافتم اقامتگاه خود را تغيير داده خود را از تيررس اغراض بىخردان دور بگيرم براى انجام اين مقصد در ماه جمادى الثانيه ( 1332 ه ) مسافرتى بانگلستان كرده با دوستان لندن تجديد عهد ملاقات نموده بعضى محافل مخفى و آشكارا را ميبينم از جمله محفل زنان حقوقطلب بود ( سوفراژت ) .
حوزه زنان حقوقطلب سالهاست در انگلستان تأسيس شده زنان با مردان تساوى حقوق ميخواهند حق انتخاب وكيل پارلمان ميطلبند هواى رسيدن بمشاغل عالى را در سر دارند باحرارتى فوق العاده با عزم و استقامتى كه مخصوص انگليسيان است از هيچگونه فداكارى دريغ نميدارند ساير زنان دنيا را بهمدردى با خود خوانده اما هنوز ناله آنها در دل ديگران اثرى كه بايد بكند نكرده است فقط از امريكا بيشتر و از فرانسه كمتر جواب مساعدى دريافتهاند رئيس آنها
Pankhurst
زنى است كه بحقيقت استحقاق رياست اين حوزه را دارد و مكرر بحبس رفته و ايام طولانى در محبس مانده و بالاخره بواسطه امساك در خوراك در شرف مرك رفته و به اين واسطه نجات يافته است .
بسيارى از اين زنان زمانهاى طولانى در حبس ماندهاند و اكنون هم حكومت انگلستان در مواقعيكه از آنها حملههاى سخت بحكومت مىشود از اقدامات مسلح برضد اجتماعات آنها و دستگيرى ايشان دريغ نميدارد نه اين است كه اين جمع از رجال بزرگ انگلستان حمايت كننده نداشته باشند و لكن قوت آنان كه برضد ايشانند افزون است و به اين سبب اكثريت رجال آن مملكت حكومت را بر ضديت با افكار