تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
ديديم نورسان بىآلايش را در مدرسه‌هاى خود نه تنها بلكه در مدرسه هاى خارج تربيت كرديم و بشغل و كار رسانديم سيه‌كاريها از آنها سرزد كه هزار يكش از پيران سالخورده بيسواد سرنميزد . پس بايد اعتراف كرد كه روح راستى و درستى از پيكر كهن سال اين زال سيه‌روز كار مفارقت نموده و براى اصلاح اين جامعه كه به مرض شقاقلوص مبتلا شده چاره جز قطع نيست . افسوس كه سياست اين مملكت بواسطه سوء سياست داخلى در قرن اخير و بىلياقتى زمام‌داران امورش آميخته شده است با سياستهاى پيچ‌درپيچ خارجى كه هردست خيانتكاريرا بخواهى قطع نمائى زير آندست يك يا چند دست قوى بيگانه ديده مىشود كه نه ملت مرعوب را جرئت قطع نمودن آنهاست و نه وسائل قطع آنها بواسطه فقدان زر و زور كافى مهياست و همه برميگردد بنبودن مرد يك مرد داناى توانا كه قد علم نموده پيش از هركار قواى صالح فكرى را در وجود علاقه‌مندان باصلاحات اساسى هرقدر هم ضعيف باشد تمركز داده بتشكيل قوه نظامى مختصرى طرق و شوارع را امن نموده راه بهانه‌جوئى را به روى بيگانگان ببندد در سياست خارجى بيطرفى حقيقى اختيار كند و وسايل اصلاحات اساسى مملكت را بوجود چند صد نفر معلم كامل وطن‌دوست فراهم آورد نه معلم طبابت بلكه معلم جراحى براى دريدن و دوختن و بيرون كردن خون فاسد از بدن اين مريض محتضر .