تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
باشند تربيت‌يافتگان در دامان آنها مردان و زنانى بهتر از مردم امروز ميشوند و ناموس ملك و ملت خود را از اين بهتر محافظت مينمايند . در دو قرن اخير بسيارى از مردان و جوانان ايران باروپا سفر كردند ماندند و ديدند و برگرديدند بىآنكه تأثيرى در وجود آنها كرده باشد يا آنكه ارمغانى كه در سعادت آتيه وطن مدخليت داشته باشد به وطن خود برده باشند بلى اغلب آنها بردند آنچه براى اروپائيان نيز سعادت شمرده نميشد چه رسد كه براى تقليدكنندگان آنها سعادتى شمرده شود و نبردند آنچه را كه ميتوانست براى ما روح حيات بوده باشد و دنياى خراب ما را هم برنگ دنياى آباد بسازد و اگر بجاى يك قسمت از آن مردان و زنان ترقى - خواه مسافرت كرده اوضاع تازه زندگانى خانه و شوهردارى اولادپرورانى و هرچه در حسن جريان امور خانوادگى مدخليت بزرگ دارد ديده و فراگرفته و برگرديده بودند البته ما هم از قافله پيشقدمان عقب نميمانديم و بيشتر چيزى كه خار اين راه بود مسئله حجاب زنان و ملاحظه عادات مذهبى بود در صورتى كه اگر بنقطه منظور شارع مقدس پى ببريم و بمتن اسلام بنگريم خواهيم ديد حكم حجاب به صورتى نيست كه بتواند مانع ترقى و تربيت زنان بوده باشد و آنچه از عزت اسلام و مسلمانى محل توجه بوده اهميتش هزار مرتبه افزون‌تر از پيرايهاى افزوده شده يا فروع زايد بر اصل است و لكن نه عنصر صالح ملت ما را اين حس بود و نه سران و سروران قوم على الخصوص قائدين روحانى كه نفوذ تام در افكار قوم داشتند توانستند از دائره اوهام قدم بيرون نهاده و از ملامت جهال قوم انديشه نكنند و خير و صلاح حقيقى ملت را كه بازنماندن از قافله ترقى بود خاطرنشان او نموده راه عزت حقيقى را كه بىاحتياجى و تعالى عالم اسلاميت بود پيش پاى ملت بگذارند و رعايت مقتضاى وقت را بر هرملاحظه مقدم بدارند و لكن نكردند و ندانستند كه در اين تكاهل و تسامح و همراهى با افكار جهال آنچه از دست ملت ميرود و آنچه از عالم اسلاميت ميكاهد هزار مرتبه مهم‌تر است تا آنچه موقتا محفوظ ميماند افسوس ! ! بالجمله سخن در اين بود كه مسافرت زنان مشرق به مغرب براى آموزگارى و ديدن عمليات زندگانى جديد و بازگشتن آنها با حسن علم و عمل براى سعادت ملل