تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
داخله باشد ولى بواسطه مخالفت بختياريان رئيس الوزرائى او سر نميگيرد ناچار شخص محترم آبرومندى را نامزد رياست وزراء ميكنند و عين الدوله بملاحظه استعداد شخصى وزير داخله و مستوفى الممالك را بملاحظه درستكارى و طرف توجه فرقه دموكرات بودن وزير جنگ مينمايند و كابينهء بامضاى تلگرافى ناصر الملك با اشخاص بالنسبه بهتر تشكيل شده در انتظام داخلى ميكوشند و تا يك درجه موفق ميشوند خصوصا كه رشته انتظام در اين ايام بدست اداره ژاندارمرى است كه صاحبمنصبان سوئدى آن را اداره ميكنند و ژنرال يالمارسون رئيس آنها است و نيكو از عهده خدمت برآمده صاحبمنصبان سوئدى اگرچه تكيه آنها باطنا بانگليسيان است و قوه آنها در مقابل قوه قزاق كه روسها به آن قوه مستظهر ميباشند قوى شمرده مىشود ولى چون رؤساى آنها با عقل و تجربه هستند با روسها هم در ظاهر ضديت نميكنند و بهانه بدست آنها نميدهند جنوب ايران بدست ژاندارمرى و همراهى باطنى انگليسيان امن شده و در شمال هم نفوذ كرده و در مقابل قشون روس كه در نقاط شمالى همه جا هست انتظامات ژاندارمرى بسرعت پيش ميرود و دور نباشد اگر مداومت كند و امور مركزى هم حسن جريان يابد مداخلات روس در شمال محدود بگردد . بالجمله بعد از رفتن ناصر الملك از سويس بپاريس و اقدام نمودن او در اينكه سرپرستى محصلين ايرانى در اروپا و لااقل در سويس از طرف دولت به من واگذار شود يعنى اين كار را كه اكنون از روى وظيفه وجدانى ميكنم بطور رسمى شده باشد كاركنان دولت در تهران بعضى از روى نارضايتى از نائب السلطنه و برخى از روى بىمهرى به من نه تنها موافقت نكرده بلكه اخلال ميكنند خبر به من ميرسد و بر ملالت خاطرم افزوده مىشود چه ميبينم غرضهاى خصوصى پادرميانى كرده پس از يكعمر زحمت و فداكارى كه امروز من ضرورة حاضر شده‌ام در ازاى خدمت معلوم اجرتى گرفته مدد معاش نمايم اين اندازه مساعدت را هم روا نميدارند اين است كه با كمال يأس از اينكه بتوانم شركت مستقيمى در كارهاى عمومى بكنم شرحى بنائب السلطنه مينويسم و از او تقاضا ميكنم ديگر اين موضوع را تعقيب ننمايد . ناصر الملك از اين مكتوب جواب مهرآميزى ميدهد و مينويسد هروقت به ياد
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 228 | يحيى دولت آبادى