بازمانده از قافله ترقى مدخليت عظيم دارد . نظر به اين نكته من از هيچ ملامت انديشه نكرد خانواده خود را باروپا مسافرت دادم گرچه در سالهاى آخرين بعضى زنان از خانوادههاى محترم باروپا سفر كردهاند و لكن همه از طبقه اعيان و خوانين بودهاند و و از خانوادهاى روحانيان كسى به اين كار اقدام نكرده است از اين سبب البته بايد تحمل ملامتها را نموده انديشه نكرد .
اينك بازگرديم باصل مطلب چون ترتيب مسافرت براى زنان خالى از اشكال نيست اگر سفر در داخله باشد كه اسباب مسافرت بسيار لازم دارند و بىهمراه و محرم ممكن نيست بتوانند سفر نمايند نه اخلاق عمومى هنوز مقتضى است كه زنى بتواند تنها مسافرت كند و نه عادات مملكتى اين اجازت را ميدهد و اگر مسافرت بخارج است گرچه اسبابش فراهمتر و كمزحمتتر است على الخصوص بعد از خارج شدن از ايران و لكن براى زنان سفر نكرده و بىخبر از اوضاع دنيا و بىزبان البته بىهمراه مسافرت كردن ممكن نيست خانواده من هم كه عبارت بودند از يك زن و دو دختر - شش ساله و دو ساله محتاج بودند بهمراه از اين جهت مجبور شدم تا سرحد ايران رفته آنها را با خود بياورم همين كه خبردار شدم آنها در شرف حركت از تهرانند با كمال تعجيل اسباب مسافرت خود را فراهم كرده با اطمينان كامل از اطلاع بر ترتيب مسافرت در اروپا و به اين خيال كه چنان كه در شهرهاى سويس به آسانى مسافرت ميكنم از لوزان ببادكوبه هم بىنگرانى و معطلى ميروم و برميگردم نه خسته ميشوم و نه زحمت ميبينم نه محتاج بهمراه هستم و نه از كسى كمك ميخواهم در صورتى كه غرور در هيچ حال نميبايد حجاب عقل و عاقبتانديشى بگردد
خلاصه بىدرنگ سويس را ترك كرده باطريش ميروم كه از آنجا روانه بادكوبه بگردم در اثر موفقيت به مسافرت ناگهانى از لازمترين كارهاى خود كه رسانيدن تذكره باشد بامضاى قنسولگرى روس در لوزان يا در وين به كلى غافل ماندم .
در نزديكى سرحد روس و اطريش بخاطر من خطور كرد مبادا تذكره من ناتمامى داشته باشد كه نتوانم داخل خاك روسيه بشوم بىآنكه اثرى بر اين خاطره مترتب كرده باشم تا بسرحد ميرسيم آنجا بايد ترن را عوض كرد و با ترنهاى روس راه
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٢٣١