تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
گفت و همه بدانند و آشكار و علنى باشد كه مشروطه نيست . و اگر كسى بگويد كه صورت و عنوان مشروطه باشد ولى دولت مقتدرى كار را از پيش ببرد اگرچه مخالف اساس مشروطه يا بعضى از فصول قانون اساسى حاليه بشود اين هم برأى يكنفر نميشود و بايد علنا گفته شود و براى حفظ صورت مشروطه بايد جمعى از وطن‌خواهان و تجددپروران به صورت تشكيل شده و نظام يافته با اين مقصد همراه باشند كه اگر جمعى از تندروان ضديت كنند و دولت با آنها طرف شود از ملت جمعى با دولت باشند كه كار صورت استبداد حاصل نكند نائب السلطنه حاضر بعد از حملات ناحق كه به او شده اگر بايد مطابق همان قانون اساسى كه او منتخب شده رفتار كند بايد بىمسئوليتى او را رعايت كرده او را محترم داشت و اگر بر خلاف اساسى كه انتخاب شده متوقعيد كه زمام امور را بدست بگيرد بايد اولا اين عقيده را علنى كرد كه همه كس بداند از مشروطه ميگذريم و بعد از او پرسيد كه آيا حاضر هست اين تقبل را بكند يا خير و اگر شق سيم را اختيار كرديم و خواستيم دولتى مقتدر باشد و نائب السلطنه هم با آن دولت همراهى كند بايد اين را به ترتيب صحيح علنى كرد و معلوم نمود جمعيت ملى نظام يافته كه با اين دولت و نيابت سلطنت همراه است كيانند . و اگر هيچ در فكر اساس دولت نيستيم و تجددخواهان تفننا اين نائب السلطنه را نميخواهند در صورتى كه خود نائب السلطنه با اين خيال آنها مسلما همراهى خواهد كرد اين قدر اسبابچينى لازم نيست كه موجب تزلزل مملكت بگردد صريحا با انسانيت با خود نائب السلطنه مذاكره كرده اين مسئله را ختم نموده همه آسوده گردند . مسائل محل ابتلاء - اول رابطه خارجه - اول چيزى كه خارجه ميخواهد و بايد آرزوى خودمان هم باشد استقرار نظم و امنيت است كه باينواسطه تجاوزات خارجه بالضروره كم مىشود و بعد از آن بواسطه اشتباهات كه در گذشته كرده‌ايم و شرح لازم ندارد بعض مسائل تازه پيش آمده كه اگر خودمان در موقع بفكر افتاده بوديم كار به اين سختى نميكشيد اول مسئله راه‌آهن است اين مسئله يكى مسئله راه‌آهن ماوراء ايران است كه ما بين سه دولت است ( روس و انگريز و فرانسه ) و مسئله استقراض هم كاملا به آن مربوط است تكليف هم كردند كه داخل مذاكره بشويم چاره جز اين
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 225 | يحيى دولت آبادى