تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
انسانيت‌پرورانه كنگره نژادى و ديگر كنگره‌هاى صلح‌پرور تا چه اندازه قابل تأثير خواهد بود . در صورتى كه كرسيهاى دوائر رسمى كه مصدر خير و شر امور است بيشتر بوجود خودپسندانى مشغول است كه گوش آنها بشنيدن نصيحت عادت ننموده چنان كه ديديم در چند ماه فاصله ما بين ژويه و مارس يا ما بين افتتاح كنگره نژادى و شروع بتأسيس كميته مركزيش از جانب دولتهائى كه ميخواهند سرمشق ديگران باشند چه تجاوزات بحدود ملكى و سياسى و مذهبى اقوام ديگر شد كه همه موجب نااميدى شرقيان است عموما و مسلمانان خصوصا از اينكه بتوانند باور كنند خوشبختى مختصرى را مىتوانند از جانب غربيان دريافت نمايند با وجود اين من از كسانى هستم كه از پيروى مقاصد انسانيت‌پرورانه به زودى مأيوس نميشوم و معتقد هستم كه هردر بسته را باستقامت بكوبى گشوده خواهد شد على الخصوص كه دست با قدرت حقيقت هم همراه آن باشد . و با اين عقيده راسخ در تشكيل كميته مركزى كنگره نژادى عالم بنام ملت خود شركت مينمايم و ميدانم كه اگر بانصاف در صفحه احوال ملل حاضر نظر نمائيم و بخواهيم باسباب بدبختيهاى گوناگون بعضى از آنها پى ببريم خواهيم ديد كه بدبختيهاى مزبور بضعف قواى علمى و عملى ايشان بيشتر مستند است تا بتجاوزات تجاوزكنندگان بحقوق و حدودشان در اين صورت بهترين راهى كه اقوام مزبور را براى سعادت رسيدن بآمال خود هست همين راه است كه كنگره نژادى بايشان مينماياند ( و همه دانشمندان عالم همه گفته‌اند ) زيرا خوى گرگى را از صفحه روزگار نميتوان محو كرد ولى خفتگان را به قوت دانش ميتوان بيدار كرد و ضعيفان را بقدرت پرورش ميتوان قوى ساخت كه بحقوق خويشتن دانا و بنگاهداريش توانا گردند و بدانند كس نخارد پشتشان جز ناخن انگشتشان و چون در اين وقت احوال مزاجى من اجازت نميدهد كه مجددا بلندن آمده در جلسات كميته مركزى حاضر گردم لهذا بوسيله اين مكتوب تشكرات صميمى خود را بنام ملت ايران تقديم مينمايم و افسوس ميخورم كه حوادث مهم اسفناك اخير ايران كه يك صفحه از تاريخ وسيع اين ملت قديم را تاريك كرد و با اينكه حقانيت ايشان بر عالميان آشكار شد هنوز گريبانشان از دست بدبختيها رهائى نيافته طورى