تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
خاطر دولت و ملتى را پريشان كرد كه براى اجراى مقررات كنگره نژادى هنوز هيچگونه فرصت و فراغتى بدست نياورده‌اند و با بيقرارى رسيدن بروزهاى بهتر را اميدوارند بلكه بتوانند آنچه را فوت نموده‌اند تدارك بنمايند . و تجديد ميكنم احترامات فائقه خود را و موفقيت كنگره محترم را در اجراى مقاصد انسانيت پرورانه‌اش و سعادت ملت خود را در مساعدت با آن مقاصد حسنه از خدا خواهانيم . افسوس كه حوادث ايران و بىاعتنائى اولياى امور نگذارده است تاكنون هيچگونه اقدام از طرف ايرانيان در همراهى با مقاصد كنگره نژادى شده باشد و در كنگره دوم كه هرقوم اقدامات خود را بميدان خواهند آورد ما دست خالى نبوده باشيم كميته مركزى كنگره مزبور پس از انعقاد درصدد شد كه در جميع ممالك كه شركت در كنگره نموده‌اند كميته محلى تشكيل داده با آنها كار كند و بتوسط نگارنده اقدامات مجدانه شد كه در تهران چند تن از دانشمندان انجمن كرده كميته محلى را تشكيل دهند نه وزارت معارف كه مرجع اين كار بود اقدام كرد و نه دانشمندانى كه از وجدان آنها درخواست خصوصى كرده بودم مساعدت نمودند بلكه همه جواب يأس دادند . خلاصه با مأيوسى از همه جا و همه كس مدتى در لوزان اقامت ميكنم با دست تنگى شديد از بابت معاش از تهران نوشتند اكنون كه زحمت سرپرستى محصلين را تحمل مينمائى چه بهتر كه اين كار از طرف دولت رجوع شود و معاشى هم بدهند ناصر الملك نايب السلطنه هم تصديقى در اين باب مىكند اما صورت حصول نمييابد بواسطه اغراض شخصى معاندين من . خلاصه طولى نميكشد كه ناصر الملك باروپا سفر مىكند و اينجا لازم است علت مسافرت ناصر الملك را باروپا زان پس حوادث بعد را بنويسم . بايد قدمى چند برگشته چنان كه از پيش اشارت رفت بگوئيم چون ناصر الملك نايب السلطنه شد و بتهران رسيد و سپهدار را رئيس الوزراء نمود سردار اسعد بختيارى دلتنك شد بواسطه رقابتى كه با او داشت در صورتى كه اصلا با نيابت سلطنت ناصر الملك همراه نبود و طرفدار مستوفى الممالك بود اين بود كه از اول بناى ناسازگارى را گذارد و هرقدر
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 213 | يحيى دولت آبادى